كرده است .
مؤلّف در اين كتاب كوشيده است زندگى فاطمهء زهرا عليها السلام را ، كه با سيرهء نبوى در همهء ابعادش پيوند خورده ، تبيين كند ؛ زيرا آن گرامى ، تربيت شدهء دامان نبوّت است كه از چشمهسار وحى سيراب گشته و در رنجهاى رسالت و دعوت به اسلام همپاى پدر گام برداشته و با صبر و فداكارى و بىاعتنايى به زيورهاى زندگى دنيا ، هستى خويش را در راه اهداف والاى پدر گرامىاش فدا كرده و مثل اعلاى استقامت و جهاد گرديده است .
در حساسترين مقاطع تاريخ رسالت آسمانى پيامبر اسلام ، از آغاز تا پايان ، زهرا عليها السلام شاهد تمام حوادث تلخ و شيرين بوده كه در تأسيس بزرگترين مكتب حياتبخش آسمانى ، نقش آفرين بوده و لحظهاى از آن غايب نبوده است . او در عشقِ به خدا ذوب شده و از معارف آسمانى اسلام مايه گرفته تا اسوهء زنان و سيدهء بانوان عالم گرديده است .
به گفتهء مؤلّف :
« سخن گفتن از تاريخ فاطمه عليها السلام در حقيقت به نمايش گذاشتن بخش بنيادين تاريخ امّت اسلام است . از نخستين رنجهاى رسالت ، مبارزات اوليّه در سالهاى مكّه ، ستم قريش و ايستادن آن دختر گرامى در كنار پدر ، شجاع ، قدرتمند ، پايدار ، مطيع ، مؤدّب ، امانتدار و نگهبان و همراه پدر و اين افتخار او را بس كه نورديده و جلوهاى از مصطفى صلى الله عليه و آله است كه در مدرسهء نبوّت پرورش يافته و با فضايل اخلاق ، در بالاترين سطح سرشته شده است . »
مؤلّف تأكيد مىورزد كه امّت اسلامى ، بهويژه زنان و دوشيزگان هر عصر ، مىبايست زندگى آن بزرگوار را الگوى خويش سازند : « زندگى سرور زنان جهان سراسر درس و عبرت و اندرز است و بهترين درسى است كه استاد به شاگردانش مىآموزد و پدر به فرزندش منتقل مىكند . » از اينرو سيرهء سيدهء زنان عالم نه تنها به عنوان تاريخ بلكه به عنوان بهترين سرمشق عمل مطرح است تا زن مسلمان را از دنبالهروىِ بيگانگان رهايى بخشد و در اين زمان ، كه بشر از جهت صفاتِ واقعى انسانى فقيرتر از هر عصر ديگر است ، پيروان آيين محمّد صلى الله عليه و آله از اسوههاى بشريّت الهام گيرند .
مهمترين سرفصلهايى كه مؤلّف براى كتاب برگزيده ، عبارتند از :
إنها فاطمة الزهراء س ( فاطمه زهرا ع ) ( فارسى ) — صفحة 14
مساهمون: محمد عبده اليماني
ص١٤