سخن گفته است .
12 - در بخشى از مطالب خود با عنوان : « زهرا سرسلسلهء اهل بيت » به بحث از آيهء تطهير پرداخته و با ذكر اسناد و مدارك از كتب عامّه ، تأكيد مىورزد كه مصداق آيهء كريمه ، پيامبر و على و زهرا و حسن و حسين عليهم السلام هستند و از حديث كسا و داستان امّسلمه هم سخن گفته كه از مطالب حسّاس كتاب است .
سرانجام به حجّةالوداع مىپردازد و از گريهء فاطمه عليها السلام بر رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله و رازهايى كه بين پيامبر و زهرا عليهما السلام وجود داشت ، مىنويسد .
13 - و نيز در فصلهايى از اهتمام زهرا به جلب رضاى پدر سخن گفته است و پس از آن به وفات پيامبر صلى الله عليه و آله و مصيبتهاى جانكاه فاطمه عليها السلام مىپردازد و آنگاه از چگونگى حجت بودنِ زهرا و اهل بيت ، سخن مىگويد و در ادامه از اخلاق و ويژگىهاى دختر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به تفصيل بحث مىكند و بيمارى زهرا عليها السلام و وصاياى آن حضرت را تا رحلت مظلومانهاش « 1 » يادآور شده و بالأخره بر ضرورت التزام عملى مسلمانان بهويژه بانوان و دوشيزگان مسلمان ، به سيرهء مباركهء ايشان ، تأكيد مىورزد و بدينسان كتاب به پايان مىرسد .
نكتهء قابل توجه اين است كه هر چند مؤلّف همانند يك فرد شيفتهء اهل بيت قلم به دست گرفته و در هر باب سخن مىگويد امّا نبايد انتظار داشت كه مانند يك شيعه كتاب بنويسد ؛ زيرا فضاى فكرى ، دينى ، اجتماعى و منابع مطالعاتى وى جز اين را نمىطلبد . امّا با اين همه بايد انصاف داد كه بسيارى از گفتنىها را گفته و كتمان نكرده است و اين جاى قدردانىِ بسيار است .
با اين توصيف مواردى را كه اختلافِ ديدگاه ميان ما ( شيعه ) و نويسنده وجود داشته هر جا كه مقتضى بوده مترجم در پانوشت كتاب نكاتى را خاطرنشان ساخته است .
در موارد ديگرى نيز مترجم به تلخيص مطالب پرداخته تا ترجمه با فضاى اعتقادى ما همسو باشد و امانت علمى ، ما را موظّف مىكند كه از اين بابت اعتذار جوييم .
هامش
( 1 ) البته از ديدگاه شيعه شهادت آن حضرت .