تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسوه هاى فرماندهى ( فرماندهان صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨

ازدواج با زينب

پيامبر ( ص ) به خاطر علاقه‌اى كه به زيد داشت ، زينب « 1 » دختر عمّهء خود را به ازدواج او درآورد . زينب با زيد سرناسازگارى گذاشت و موقعيت نسبى و قبيله‌اى خود را به رخ زيد مىكشيد . زيد ماجرا را به پيامبر گزارش داد و اجازهء طلاق خواست . پيامبر بسيار كوشيد كه اين ازدواج به هم نخورد . از اين رو ، زيد را به ادامهء زندگى راضى نمود . امّا بار دوّم و سوّم نيز زيد از پيامبر اجازه خواست كه او را طلاق دهد . جبرئيل نازل شد و فرزندخواندگى را ملغى اعلام كرد و از پيامبر خواست كه در اجراى حكم الهى از مردم واهمه نداشته باشد و اجازه دهد كه زيد زينب را طلاق دهد و پس از سپرى شدن مدّت لازم او را به ازدواج خود درآورد . بدين ترتيب ، دو حكم جاهليت شكسته شد ، يكى فرزندخواندگى و ارث بردن فرزندخوانده از پدر و ديگرى جايز نبودن ازدواج با همسر فرزندخوانده پس از طلاق وى . « 2 »

انتقال دختران پيامبر ( ص ) به مدينه

دوران اقامت در مكّه سپرى شد و خداوند در اين زمان فرزندى به نام اسامه به زيد عنايت فرمود . « 3 » هنگامى كه دستور هجرت به مدينه صادر شد ، زيد نيز به مدينه رفت و در خانه كنّاز بن حِصن اقامت گزيد . « 4 » در نخستين سال هجرت ، پس از تثبيت موقعيت مسلمانان در مدينه ، پيامبر اكرم ( ص ) زيد را همراه با ابو رافع به مكّه فرستاد تا دختران و همسرش ، سوده ، را به مدينه بياورد . آن حضرت براى انجام اين مأموريت ، دو شتر و پانصد درهم به آنان داد . زيد در منزل قديد با اين پول سه شتر خريد و به مكه برد . آنان دختران رسول خدا ( ص ) و سوده دختر زمعه را به مدينه آوردند . همچنين زيد همسر خود ، ام ايمن ، و پسرش ، اسامه ، را به مدينه آورد . « 5 »
هامش
( 1 ) . دختر جحش كه مادرش امَيمه دختر عبدالمطلب بود . ( 2 ) . ر . ك : الميزان ، علامه طباطبايى ، ج 16 ، ص 322 - 325 . ( 3 ) . طبقات الكبرى ، ج 4 ، ص 61 . ( 4 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 121 . ( 5 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 400 ؛ طبقات ، ج 1 ، ص 237 - 238 .
اسوه هاى فرماندهى ( فرماندهان صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 88 | پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه