قلب مطمئن و پولادين مقداد
آنچه شگفتآور است ، سبقت گرفتن مقداد در تسليم حق است . امام باقر در ادامهء روايات يادشده به رواى مىفرمايد : اگر مىخواهى شخصى را بشناسى كه هيچگونه خلل و شكى در دل او راه نيافت ، آن شخص ، مقداد است . « 1 » آرى قلب مقداد به سان تكههاى آهن ، محكم بود . « 2 »
پس از رسول خدا ( ص ) ، مقداد ، اين فرمانده بزرگ اسلام ، كاملًا آماده و دست به شمشير بود و ديدگانش را به ديدگان مبارك على ( ع ) دوخته بود و منتظر بود تا هر لحظه فرمان دهد ، بى درنگ آن را انجام دهد . « 3 »
تنها حاميان امام
پس از رحلت پيامبر ( ص ) ، على ( ع ) حضرت فاطمهء زهرا ( س ) را سوار بر مركبى كرد و دست حسنين ( ع ) را گرفت و به خانهء تمامى كسانى كه در جنگ بدر شركت كرده بودند رفت و حق خود را بهآنان يادآورى نمود و آنان را به يارى خود دعوت كرد ، اما بهجز تعدادى اندك ( 24 نفر ) كسى او را يارى نكرد . حضرت به آنها گفت كه فردا با سلاحشان حاضر شوند و آنان هم تا دم مرگ با وى بيعت كردند ، اما كسى به عهد خود وفا نكرد مگر چهارنفر كه عبارت بودند از سلمان ، ابوذر ، مقداد و زبير . حضرت تا سه مرتبه هر شب اين عمل را انجام داد و آنان مىگفتند كه مىآيند و چون صبح مىشد كسى نمىآمد مگر همان چهار تن . هنگامى كه حضرت كمى يارانش و سستى پيمانشان را ديد ، براى جمعآورى قرآن در خانه نشست . « 4 »
نخستين شيعيان
از تهمتهايى كه به شيعيان مىزنند اين است كه مذهب شيعه از زمان خليفهء سوم به بعد پيدا شده و بنيانگذار آن عبدالله بن سبا است ، در صورتى كه در زمان خود رسول اكرم ( ص )
هامش
( 1 ) . انْ ارَدْتَ الَّذى لَمْ يَشُكَ وَ لَمْ يَدْخُلْهُ شَىٌ فَالْمِقْدادُ ( بحارالانوار ، ج 28 ، ص 239 ) .
( 2 ) . تنقيح المقال ، ج 3 ، ص 245 .
( 3 ) . سفينه البحار ، ج 2 ، ص 409 .
( 4 ) . بحار الانوار ، ج 22 ، ص 329 .