تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادبيات سياسى تشيع ( فارسي ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
كرد از آغاز تا به آخر گوش * خونش اندر رگ از غضب زد جوش بر فرزدق گرفت حالى دَقْ * همچو بر مرغِ خوشنوا عَقْعَقْ ساخت در چشمِ شاميان خوارش * حبس فرمود بهرِ آن كارش . . . قصه‌ى مدحِ بو فِراسِ رشيد * چون بدان شاه حق‌شناس رسيد از درم بهرِ آن نكو گفتار * كرد حالى روان ده و دوهزار بو فِراس آن درم نكرد قبول * گفت مقصود من خدا و رسول بود از آن مدح نى نَوال و عَطا * زانكه عمرِ شريف را ز خطا همه‌جا از براى هرهَمَجى * كرده‌ام صرف در مديح و هَجى تافتم سوى اين مديح عنان * بهرِ كَفّارتِ چُنان سخنان قال زينُ العِباد و العُبَّاد * ما نُؤَدّيه عِوَض و لا نَرتَاد زانكه ما اهلِ بيتِ احسانيم * هرچه داديم باز نستانيم چون فرزدق به آن وفا و كرم * گشت بينا قبول كرد درم 5
* * *