اشتعال جنگ شيران بيشهى شجاعتاند .
31 - خوى بزرگوارى و دستهاى بخشاى ايشان مانع از آنست كه نكوهش و مذمّت در ساحت مجد و عظمتشان فرود آيد .
32 - عسر معيشت و سختى زندگى ، دستهاى بخشايشان را از جود و عطا نمىبندد ، و اين گشادهدستى در هردو حالت ، توانگرى و درويشى ، براى ايشان يكسان است .
33 - كدامين قبيله از قبايل بشر است كه از نياكان اين شخصيت عظيم ، يا از خود اين شخص كريم ، منّتى و نعمتى بر ذمهى خود نداشته باشد .
34 - هركه خدا را بشناسد - به حكم ضرورت - نياكان اين امام ( ع ) را همى شناسد ، زيرا مردم جهان ، دين خدا را از خانهى او بهدست آورده و در پرتو هدايت اين خاندان از كفر و شرك رستهاند .
35 - در تاريكىهاى مصائب و مشكلات و ظلمات مشاجرات و منازعات ، تنها خانهى اين خاندان در ميان خانههاى قريش است ، كه نور اميد در برابر ديدگان اميدوار همى افشاند ، و به حلّ مشكلات و فصل خصومات مردمان همّت همى گمارد .
36 - زيرا محمّد ( ص ) جد امجدش نشان عظمت و جلالت ، و جدّ ديگرش على ( ع ) مظهر قدرت و شجاعت است .
37 - ميدان كارزار « بدر » و درهى « أحد » و صحنهى پراضطراب جنگ « احزاب » گواه فداكارى و جانفشانى اوست ، و سرگذشت روز پيروز فتح مكّه براى دوست و دشمن معلوم و مفهوم است .
38 - عرصهى معركهى « خيبر » و « حنين » ، دو شاهد دليرى و سلحشورى اويند ، و در كنار درههاى نيرومند و قلاع بلند يهود « بنى قريظه » ، روز وحشتناك تاريك و دشوارى هست ، كه از قوّت قلب و نيروى ايمان و زور بازوى او باز مىگويد .
39 - اين صحنههاى پرهيجان ، پايگاههايى است كه در برابر هريك از حوادث و نوائبش چارهى كار و تدبير كارزار از دسترس « صحابه » بيرون بوده است . و اين حقيقتى است كه من آن را - به مانند اهل حقد و حميّت و حسد و عصبيّت در پردهى لجاج و عناد جاهليّت پوشيده نداشتهام . 4
ادبيات سياسى تشيع ( فارسي ) — صفحة 84
مساهمون: صادق آئينه وند
ص٨٤