شهر در فاصلهء هشتاد كيلومترى شرق درياى سرخ واقع است . شهر مكه در طول 40 درجه و 9 دقيقه و عرض 31 درجه و 28 دقيقهء خط استوا قرار گرفته و 330 متر از سطح دريا بلندى دارد .
فلسفهء پيدايش اين شهر كه به نام « امّالقرى » نيز شناخته مىشده ، به دو جهت است :
نخست مركزيت عبادى و دوم تجارى . اين شهر ، در قرآن « بكّه » هم ناميده شده است . « 1 » در برخى از روايات ، مكّه نام حرم و بكّه نام مكان كعبه دانسته شده است . « 2 » در برخى نقلها « بكه » به معناى بكاء و گريه مردم در آن « 3 » و در بعضى ديگر « يَبُكُّ النّاسُ بَعْضُهُم بَعْضاً » به معناى مزاحم شدن برخى بر برخى ديگر و در واقع ازدحام معنا شده است .
دربارهء نامگذارى آن به « مكه » ، اقوال مختلفى نقل شده است ؛ از آن جمله گفتهاند :
مكه در اصل تركيبى از « مك » و « رب » بوده . مك به معناى « بيت » است و مكه يعنى بيتالرب يا بيتاللَّه . در نقلى ديگر آمده است : بك به عنوان يك پسوند ، به معناى واحه و وادى آمده ، مثل « بعلبك » كه به معناى وادى بعل است . بدين ترتيب ، براساس نامى كه بطلميوس براى مكه گفته است ( يعنى « ماكارابا » ) بايد اين شهر را به نام وادى رب بشناسيم . برخى هم « مكرابا » را از كلمهء عربى مقرب گرفتهاند ، اصطلاحى كه به احتمال ، مربوط به كسانى مىباشد كه مدعى نزديكى به خدا ، يا خدايان بودهاند . جداى از آنچه گذشت ، معانى فراوانى براى بكّه و مكّه گفته شده كه بسيارى از آنها حدسى است . « 4 »
در اين نامگذارىها يكى از عناصر اصلى ، « رب » و « خانهء » رب است . اين مسأله ، نشان دهندهء شكلگيرى اين شهر بر گرد خانهء خداوند است كه خود تقدس كهن اين شهر را آشكار مىكند .
هامش
( 1 ) آل عمران : 96
( 2 ) تفسير العياشى ، ج 1 ، ص 187
( 3 ) كافى ، ج 4 ، ص 211
( 4 ) در اين باره نگاه كنيد به فصلنامهء « ميقات حج » ، ش 2 ، صص 219 - 205 در آنجا فهرستى از نامهاى مكه آمده است . مقالهء مفصلتر از محمدمهدى فقيهى با عنوان نامهاى مكه در فصلنامهء پيشگفته ش 4 ، صص 151 - 132 به چاپ رسيده است .