« دوست داشتنىترين زمين نزد خداوند ، سرزمين مكه است . نزد خدا نه خاكى از خاك آن محبوبتر است ، نه سنگى از سنگ آن ، نه درختى از درخت آن ، نه كوهى از كوههاى آن و نه آبى از آب آن . »
چاههاى مكه
قرآن از زبان حضرت ابراهيم عليه السلام مكه را « وادى غير ذى زرع » ناميده ؛ يعنى جايگاه خشكى كه با كم آبى روبرو است و رويش گياهان در آن ناممكن است . در آغاز ، چاه زمزم وسيلهء تأمين آب آنجا بود ؛ اما به مرور چاههاى ديگرى نيز در اطراف آن به وجود آمد . در واقع ، حضور شمار فراوانى از حجاج در هر سال ، در اين شهر مقدس ، ايجاب مىكرد تا براى تهيهء آب ، تلاش بيشترى صورت گيرد . به همين دليل ، از پيش از اسلام ، يكى از مناصب مهم در مكه ، منصب « سقايت » بوده و خلفا ، اميران و حاكمان مكه نيز هميشه در انديشهء ايجاد چاههاى جديد براى تأمين آب آشاميدنى ، غسل و حمام براى زائران و مردم بودهاند .
معاويه در دوران امارت خود ، دستور داد تا چندين چاه جديد براى تهيه آب شهر مكه ، ايجاد شود . در پايان دورهء اموى ، براى نخستين بار استخر آب در عرفات ايجاد شد تا مردم براى استفاده از آن راحت باشند . پس از آن ، هارون و سپس مأمون به تعمير چاههاى موجود و ايجاد چاههاى جديد پرداختند .
يكى از معروفترين چاههاى مكه ، آبى است كه زُبَيده - دختر جعفر فرزند منصور - همسر هارون الرشيد براى شهر مكه فراهم كرد و به « عين زبيده » مشهور است . اين آب به زحمت از لابلاى كوه طاد ، كه در خارج حرم است ، فراهم گرديد و به حرم انتقال داده شد . همچنين به دستور وى ، آب چشمهء نعمان به عرفات انتقال يافت كه كار بزرگى بود .
در واقع ، دو چمشهء « عين نعمان » و « عين عرفات » را عين زبيده خوانده و متعلق به او مىدانند .
طبيعىاست اين چشمهها كه تعداد آنها ، در مكه واطرافش ، بهبيش ازده مىرسد ، هميشه نياز به اصلاح داشتهاند و اين در گذر تاريخ همواره انجام مىشده است . در حال