همچنين سلطان محمدبن مراد عثمانى ( م 1012 ) ، به يكى از [ غلامان ] خود با نام غضنفرآغا دستور داد تا آنجا را بازسازى كند . او نيز با صرف پول فراوان ، بنا و منارهء بزرگى براىآن ساخت وموقوفاتى جهت آن در مملكت عثمانى معين كرد و براى آنجا ، مؤذن و خادم و امام جماعت گمارد . مدرسى را نيز معين كردند تا هفتهاى دو روز در آنجا تدريس كند . « 1 »
يك زائر كه در سال 1315 قمرى به زيارت اين خانه توفيق يافته ، مىنويسد :
« روز جمعه ، چهاردهم ، به زيارت حضرت رسول صلى الله عليه و آله در موضعى كه مشهور به مولد النبى صلى الله عليه و آله است ، رفتيم و آن موضع واقع است در سوق الليل . از در داخل شديم و تخميناً چهارده پله پايين رفتيم . وارد اتاقى شديم كه مسمّى به مسجد است . بعد از آن ، به اتاق ديگر رفتيم . در اين اتاق ضريحى است . درِ ضريح را خادم باز كرد . داخل در اين ضريح گودالى واقع است . در وسط آن سنگ سبزى بود كه محل تولد حضرت ختمى مرتبت بود . آن موضع مطهّر را تقبيل نموده و صورت را بر آن ماليده و به خاك پاك و غبار نور آثار آن مكان رفيع البنيان ، كه رشك كحل الجواهر است ، ديده را منوّر نموده ، پس از آن در مسجد آمده هر يك دو ركعت نماز تحيّت بجا آورديم و از آن مكان بيرون آمديم . » « 2 »
در پى روى كار آمدن دولت سعودى ، با اصرار « شيخ عباس قطان » ( م 1370 ) شهردار وقت مكه ( از 1347 تا 1364 ق . ) و درخواست وى از ملك عبدالعزيز ، قرار بر آن شد تا در آنجا كتابخانهاى بنا كنند كه به آن « مكتبة مكّة المكرّمه » نام نهادند و تاكنون برقرار است . « 3 »
هامش
( 1 ) منائح الكرم ، ج 3 ، ص 506
( 2 ) سفرنامهء ملابراهيم كازرونى ، ميراث اسلامى ايران ، دفتر پنجم ، ص 366 . وى در ادامه از زيارت خانهء خديجه عليها السلام نيز سخن گفته است .
( 3 ) فى رحاب بيت اللَّه الحرام ، ص 263 ؛ التاريخ القويم ، صص 173 - 171