8 . توسعه نظم اجتماعى .
9 . تبعيت جمعى از قوانين اجتماعى .
10 . رعايت حقوق ديگران و احترام به آن .
11 . پرداخت حقوق متقابل دولت و مردم .
12 . پرهيز از خودكامگى دولتمداران و خوددارى از ستمپيشگى .
13 . نگاهبانى از حدود سرزمين و تقويت بنياد نيروى نظامى .
گفتنى است تمدنهايى كه اساس آنها بر بنياد دين قرار گرفتهاند ، برخى مؤلفههاى ديگر نيز بدين عوامل افزوده مىشود كه در بحث تمدن اسلامى به تفصيل بدانها پرداخته خواهد شد .
ب ) عوامل انحطاط تمدنها
بديهى است هر تمدنى را آسيب و آفاتى است كه همواره جامعه را تهديد مىكند و به سوى انحطاط و زوال مىكشاند . « 1 » ابنخلدون به مدد قرآن كريم زندگى شهرىِ مبتلا به آفات را اينگونه ترسيم مىكند :
شهرنشينى و حضارة عبارت است از تفننجويى در تجملات و بهتر كردن كيفيات آن و شيفتگى به صنايع و وابستگى به فنون گوناگون و ازدياد ثروت . « 2 » در اين مرحله است كه عمران شروع مىشود و رشد مىيابد . اين عمران و آبادى و توسعه اقتصادى آنقدر پيش مىرود كه مصرف گرايى و تجمل و روىآورى به كارهاى ناپسند ، معمول مىگردد و سلحشورى ، شجاعت ، نوعدوستى ، مودّت فراموش مىگردد . هنگامى كه مصرفگرايى و تجملپرستى خوى و عادت آنها شد ، رفتهرفته عادات ناشايست بر جامعه مسلط مىشود و آفات اجتماعى گريبانگير جوامع و تمدن مىگردد . « 3 » بدين ترتيب آفات تمدنى را مىتوان اينگونه دستهبندى نمود :
1 . دورى از خدا و روى آوردن به شرك و بتپرستى : اين آفت ، جامعه را از كانون وحدتگرايى دور و به بتپرستى و شرك نزديك مىكند . از اين پس جامعه گرفتار اميران و اشراف مستبد
هامش
( 1 ) . جعفر سبحانى ، منشور جاويد قرآن ، ص 355 ؛ بنگريد به : احمد حسام مقدم ، سنتهاى اجتماعى درقرآن كريم ، ص 42 - 38 .
( 2 ) . ابن خلدون ، مقدمه ، ج 1 ، ص 721 و 722 و 729 و 730 .
( 3 ) . همان ، ص 322 - 320 .