مسابقه فرهنگى ، گوى سبقت را از ساير تمدنها مىربايند ؟ ملاكهاى پيشرفت تمدنى چيست ؟
آيا اين چرخهء تولد ، بالندگى و انحطاط ، هدفمند است يا بىهدف ؟
يافتن پاسخ چنين پرسشهايى نيازمند بررسى و تفكر در احوال و آثار پيشينيان است . تاريخ پر رمز و راز حيات بشرى به همراه تحولاتى كه بر آن گذشته است ، مشحون از حوادث و رخدادهايى اثرگذار در بروز و فراز و فرود تمدنهاست . بشر پيش از طى نمودن مراحل ابتدايى و زندگى ساده ، وارد مرحله نوينى از روابط منظم اجتماعى ، حقوقى و حكومتى شد . بدينرو شهرها ظهور يافتند و اشكال متنوع شهرى با فعاليتهاى متفاوت اقتصادى ، فرهنگى و مناسبات اجتماعى پديد آمدند . در اين ميان سازمانها ، نهادها ، طبقات اجتماعى ، سياسى و اقتصادى شكل گرفتند و هر يك حوزهاى مختص به خود يافتند .
با رشد بخشهاى مختلف شهرى ، به ويژه بخش اقتصادى آن ، توليدات و مبادلات توسعه يافت و طبقات مرتبط با آن از رفاه بالايى برخوردار شدند . به موازات اين تغيير ، ساير بخشهاى اجتماعى نيز رشد كردند . اگر در اين جريان فعاليتهاى علمى نيز جايگاه خويش را بازيابند و جامعه به علماندوزى و فنآورى روى آورد ، رشد جامعه تسريع بيشترى خواهد يافت .
از آنجا كه جهل و نادانى همواره اساسىترين مشكل بشر بوده ، رفع اين مشكل تنها با تلاش در جهت فراگرفتن و آگاهىيافتن از جهان پيرامون مقدور است . بنابراين همه تلاش بشر آگاهىيافتن و توسعه حوزه معرفتى بوده است و اين سير تدريجى - گاه با شتاب و گاه آرام - هرگز متوقف نشد و نخواهد شد .
بنابراين مىتوان عوامل مؤثر در پيشرفت تمدنها را اينگونه باز گفت : « 1 » 1 . علم و توسعه دانش .
2 . تعقل و خردگرايى .
3 . ساختار مناسب اجتماعى .
4 . سازمان فعال اقتصادى .
5 . توسعه رفاه عمومى و گسترش عدالت .
6 . تبعيت از سنن اخلاقى منبعث از متن جامعه و موافق با فطرت آدمى .
7 . پايبندى به اصل وحدت و يكپارچگى اجتماعى .
هامش
( 1 ) . ابن خلدون علل پيشرفت و يا سقوط دولتها و تمدنها را به خوبى ترسيم و تشريح نموده است . ( بنگريد به : مقدمه ، ص 297 - 283 . )