و حوادث ، تقويم ، نگارش حوادث بر حسب زمان و نيز مطالعهء برههاى از زمان شد . « 1 » معانى ساده تاريخ چون روز و ماه و سال رفتهرفته به متداولترين اشكال توصيفى چون رويدادها و وقايع نزديك شد و كلماتى چون روزشمار ، دوران و حتى معناى تحتاللفظى ماه قمرى همان معناى تاريخ را يافت .
در زبان عربى نيز گاه تاريخ معادل كلمهء « خبر » است و عمدتاً به تاريخى اطلاق مىشود كه متضمن قصه و حكايت بوده و مرزبندى زمانى در آن لحاظ نشده است . « 2 » معناى ديگر اخبار در عربى رويدادهاى برجسته است كه اين معنا به «
yrotsiH
» در زبان يونانى بسيار نزديك است . « 3 »
شايان توجه است ، پارهاى از محققان با عربى ندانستن واژه تاريخ ، بر قدمت واژگانى آن تأكيد دارند و آن را فارسى « 4 » و يا برگرفته از اهلكتاب « 5 » مىدانند . « 6 » آنان در تأييد ادعاى خود ، لفظ سامى آن « وَرْخ » « 7 » و يا معادل عبرى آن « يَرْح » به معناى ماه قمرى و يا « ريح » به معناى كره ماه را مثال مىآورند . « 8 »
معناى اصطلاحى تاريخ
تاريخ در اصطلاح به معناى آشكار كردن احوال انبيا ، امامان ، فرمانروايان ، وزرا و خلفا و حوادث بزرگ مانند جنگها و فتوحات بر حسب زمان است . « 9 » برخى محققان نيز تعريف اصطلاحى تاريخ
هامش
( 1 ) . براى آگاهى بيشتر بنگريد به : صادق سجادى و هادى عالمزاده ، تاريخنگارى در اسلام ، ص 11 - 8 .
( 2 ) . صادق آيينهوند ، تاريخ سياسى اسلام ، ص 16 .
( 3 ) . كلمه تاريخ در زبان فرانسوى «erotsiH» ، در زبان انگليسى «yrotsiH» ، به زبان آلمانى «ethcseG» و به زبان ايتاليايى «airotS» است . اين واژگان با معادل كلمه فارسى تاريخ به معناى « علم به حوادث گذشته » تطابق دارد . براى آگاهى بيشتر بنگريد به : صادق آيينهوند ، علم تاريخ در گستره تمدن اسلامى ، ج 1 ، ص 36 .
( 4 ) . برخى از زبانشناسان ، تاريخ را معادل واژه تركيبى « ماه روز » فارسى دانستهاند . بنگريد به : محى الدين الكافيجى ، المختصر فى علم التاريخ ، تحقيق محمد كمالالدين عزالدين ، ص 63 - 52 .
( 5 ) . اهل كتاب به پيروان اديان آسمانى چون صابئين ، مسيحيان ، يهوديان و زرتشتيان اطلاق مىشود .
( 6 ) . صادق آيينهوند ، علم تاريخ در گستره تمدن اسلامى ، ج 1 ، ص 53 .
( 7 ) . فرانتس روزنتال ، تاريخ تاريخنگارى در اسلام ، ترجمه اسداللَّه آزاد ، ص 23 و 24 .
( 8 ) . محىالدين الكافيجى ، المختصر فى علم التاريخ ، تحقيق محمد كمالالدين عزالدين ، ص 63 - 52 .
( 9 ) . سخاوى ، الاعلان بالتّوبيخ لمن ذمّ التاريخ ، ص 17 .