تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام و ايران ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
جناح نيز بيست ستون دارد كه در اصل رومىاند . « 1 » مسجد بزرگ سامرا از بناهاى تاريخى اسلام است كه محراب عميقى در صحن آن قرار دارد و با چند ايوان احاطه شده است . « 2 » مسجد ابن‌طولون در قاهره نيز ازجمله مساجدى است با ويژگىهاى مساجد كهن بين‌النهرين . « 3 » در فاصله سده‌هاى نهم و دوازدهم ميلادى ، قلعه‌هاى نظامى بسيارى به‌دست مسلمانان بنا شد و در جنگ‌هاى صليبى ، مسيحيان طرح‌هاى ساختمانى آن را از مسلمانان آموختند . همين‌طور اروپاييان ساختن كنگره‌هايى به‌نام « ماچيكوليشن » « 4 » را از مسلمانان فراگرفتند . در سده چهاردهم اين كنگره‌ها در ساختن قصرها و قلعه‌هاى فرانسه و انگليس صورت ديگرى پيدا كرد . در اسپانيا ، قصرهاى معروف و مهمى مانند قصر الحمراء و الكازار ( القصر ) از نمونه‌هاى معمارى اسلامى پس از قرن سيزدهم ميلادى به‌شمار مىآيند . بقاياى كاخ المرابطين در سويلا ( اشبيليه ) و كنيسه‌هاى قديمى در طليطله ، نشان مىدهند كه چگونه از طرف مراكش ، سبك مغربى در اسپانيا گسترش يافت . « 5 » ساختمان مساجد در قرون وسطى در سبك و طرح ساختمانى ، پيشرفت چشم‌گيرى كرد و به صور گوناگونى درآمد . نوع گنبدهاى ساراسن ( اسلامى ) نفوذى در گنبدهاى عصر تجدد اروپا نداشته است ؛ اما سبك ساختن مناره‌هاى مسلمانان در سده‌هاى چهاردهم و پانزدهم در ايتاليا معمول بوده است . همان‌گونه كه معمارى اسلامى پيشرفت كرد ، هلال‌هاى مدور و نوك‌دار نعل اسبى ، نيم دايره‌اى و دو مركزى و نوعى هلال به نام ايرانى نيز متداول گرديد . همچنين پنجره‌هايى معمول شد كه با شيشه‌هاى الوان تزئين مىشد ، درحالىكه در آن زمان استفاده از شيشه‌هاى الوان در اروپا متداول نشده بود . گذشته از تأثير ساختمان‌هاى سنگى پيش از اسلام ارمنستان و سوريه و معمارىهاى آجرى ايران در ساختمان‌هاى قرون وسطىاى اروپا ، ساختن هلال‌هاى نوك‌دار را بايد از نوآورىهاى مسلمانان دانست .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 263 و 264 . ( 2 ) . توماس‌واكر آرنولد و آلفرد گيوم ، ميراث اسلام ، ص 217 . ( 3 ) . محمد مددپور ، تجليات حكمت معنوى در هنر اسلامى ، ص 265 و 266 . ( 4 ) .Machicolation، كنگره ديوارمانندى با فواصل باز بوده كه از آنجا با وسايل مختلف با دشمن مىجنگيده‌اند . ( 5 ) . محمد مددپور ، تجليات حكمت معنوى در هنر اسلامى ، ص 220 و 221 ؛ ارنست كونل ، هنر اسلامى ، ص 67 و 174 - 165 .