جسم را غذا مىنامند . غذا ، گياهى يا حيوانى يا مركب از اين دو است .
دوا : هر جسمى را كه با كيفيت خود ( حرارت ، برودت ، رطوبت و يبوست ) بر بدن تأثير بگذارد دوا مىنامند . مواد اوليه تشكيل دهنده دوا ممكن است گياهى ، حيوانى ، معدنى يا مركب از اينها باشد .
غذاى مطلق : جسمى است كه در بدن فقط با ماده عمل كند ، مزاج اصلى بدن را تغيير ندهد ، در بدن به خلط تبديل بشود ، جزء عضو بشود و به رشد و نمو بدن كمك كند . از غذاهاى مطلق مىتوان به آب گوشتهاى لطيف ( گوشت مرغ و بره ) و زرده تخممرغ عسلى اشاره كرد .
دواى مطلق : جسمى است كه تأثير آن در بدن فقط به كيفيت باشد و تأثير غذايى و جذب در بدن نداشته باشد ، به عبارت ديگر بدن نتواند آن را به خلط تبديل كند . دواى مطلق يا يك كيفيت غالب دارد ( داراى حرارت ، برودت ، رطوبت يا يبوست بهصورت مفرد است ) يا دو كيفيت غالب دارد ؛ مثلًا ، حرارت و يبوست را با هم داراست و بدينترتيب مزاج اصلى بدن را تغيير مىدهد و از حالت تعادل خارج مىكند . از دواهاى مطلق مىتوان به زنجبيل ، فلفل و نيلوفر اشاره كرد .
غذاى دوايى : جسمى است كه تأثير آن در بدن با غلبه ماده و به همراه كيفيت باشد ؛ بدينترتيب كه عملكرد آن ابتدا با ماده است ( از آن در بدن خلط حاصل مىشود ) و سپس با كيفيت عمل مىكند و با كيفيت و مزاج اندكى كه غالب بر كيفيت و مزاج اصلى بدن دارد تغيير اندكى در بدن ايجاد مىكند . از غذاهاى دوايى مىتوان به كاهو ، خيار ، بادرنگ ، كدو ، خرفه ، بابونه ، شويد ، زردك ، عدس ، نخود ، لوبيا و ماش اشاره كرد .
دواى غذايى : جسمى است كه تأثير آن در بدن با غلبه كيفيت و همراهى ماده باشد ؛ بدينترتيب كه ابتدا با كيفيت خود عمل و در بدن تغيير اندكى ايجاد مىكند ، سپس بدن در آن تصرف مىكند و خلط بسيار كمى از آن حاصل مىشود . از دواهاى غذايى مىتوان به تره ، سير ، آلو ، نعناع و برگ كاسنى اشاره كرد .
درجات قواى ادويه
اگر مادهاى وارد بدن فرد معتدل بشود و با كيفيت خود بر بدن اثر نكند و روى مزاج فرد اثر نگذارد معتدل است . ادويه غيرمعتدل چند نوع است :