تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
رونق آن در سرزمين‌هاى شرقى به‌خصوص در دورهء اسلامى ، به زمانى باز مىگردد كه شرق به نوشته‌ها و ترجمه‌هاى آثار بقراط ، جالينوس و ديوسكوريد دسترسى يافت . كتاب گياهان يا الحشايش ، يكى از مهم‌ترين ترجمه‌هاى اين منابع است كه از آن زمان تا همين اواخر به‌عنوان طب سنتى كاربرد داشت و هنوز هم از آن بهره‌مىبرند . در اين اثر سترگ حدود ششصد گياه شرح داده شده ؛ گياهانى كه بيشتر آنها مربوط به نواحى مديترانه است . يكى از ويژگىهاى الحشايش ، ذكر ويژگىهاى « ريخت‌شناسى » گياهان دارويى و خواص پزشكى آنهاست . « 1 » مسلمانان در تاريخ علوم طبيعى به‌ويژه گياه‌شناسى و داروسازى ، همانند ساير علوم برترىخود را با تحقيقات گسترده و آثار علمى ارزنده به اثبات رسانده و در اين زمينه خدمات برجسته‌اى انجام داده‌اند . اينك برخى از گياه‌شناسان و داروشناسان را به‌اختصارمعرفى مىكنيم : علىبن سهل ربن طبرى : وى در سال 236 هجرى كتاب فردوس‌الحكمه را تأليف نمود . او در اين كتاب بيست گياه جديد را كه دانشمندان يونانى نمىشناختند ، با نام‌هاى فارسى و عربى ذكر مىكند . يوحنابن ماسويه : اين پزشك و گياه‌شناس ايرانى ، يكى از آخرين استادان نامى دانشگاه جندى شاپور است . كتاب معرفىنامهء داروهاى گياهى از وى و نيز ديگر آثار پزشكان معاصر او - مانند عيسىبن ماسه و ابوزيد ارجانى - كاملًا از بين رفته‌اند ، اما خوشبختانه پزشكان و دانشمندانى ديگر در آثار خود به كارهاى ارزندهء آنان اشاراتى داشته‌اند . يكى از اينان ابن‌بيطار است كه در كتاب الجامع المفردات الادويه و التغذيه ، از آثار ارزندهء يوحنا نام مىبرد . « 2 » محمدبن زكرياى رازى : او نه‌تنها در كارهاى مربوط به گياهان دارويى مطالعاتى عميق داشته ، بلكه درباره فارماكولوژى و همهء واژه‌هايى كه تا آن زمان از دانشمندان غرب و شرق باقى مانده بود ، به بحث پرداخته است . از او دايرة المعارفى در درمان‌شناسى به نام الحاوى فىالطب و كتاب خلاصهء پزشكى به نام المنصورى و آثارى ديگر برجاى مانده است . گفتنى
هامش
( 1 ) . احمد قهرمان ، تطبيق نام‌هاى كهن گياهان دارويى با نام‌هاى علمى ، ص 3 - 1 . ( 2 ) . همان ، ص 4 ؛ بنگريد به : حنا الفاخورى و خليل الجر ، تاريخ فلسفه در جهان اسلامى ، ص 359 .