- بنا بر حوادث - در يكى از بخشهاى آن ، هنر دچار افول مىشد ، در بخشى ديگر موجبات پيشرفت هنر فراهم مىآمد . همزمان با حمله وحشيانه مغول به ايران ، سلطان بيبرس در مصر حكومت مىكرد كه حامى هنرمندان بود .
در همين دوران ، شيشهگرانى در حلب و دمشق بودند كه ظروف شيشهاى مىساختند و آن را با آب طلا و لعاب براق به رنگهاى زرد ، سرخ ، سبز و آبى مىآراستند و صليبىها نيز اين شاهكارها را مىپسنديدند و مىخريدند . « 1 »
مسلمانان ظروف سفالى بسيار زيبا و چشمنوازى مىساختند كه به لحاظ شفافيت و كيفيت رنگآميزى ، بىنظير بوده است . ناصرخسرو در سفرنامه خود مىنويسد :
در مصر انواع سفالينه مانند قدح و كاسه و بشقاب ساخته مىشود و اين سفالينهها چنان لطيف و شفافاند كه اگر دست بر بيرون آن گذارى ، از درون آن ديده مىشود . اين ظروف چنان زيبا رنگآميزى شدهاند كه از هر جهت به آن بنگرى ، به رنگى ديگر به نظر مىآيد . وى همچنين مىنويسد : مردم مصر آبگينههايى مىسازند كه در صفا و پاكى به زبرجد مىماند . « 2 »
در ايران نيز هنر سفالينهسازى رايج بود و به نظر مىرسد ساختن اصيلترين سفالينه ايرانى در سده سوم هجرى آغاز شد كه توليد آن بيشتر در شمال شرق ايران متمركز بود . گفتنى است دو مركز عمده سفالينهسازى ايران ، نيشابور و سمرقند بوده است .
نمايش تصوير
تصوير شماره 14 - كاسهء سفالين ساخت قرن ششم
هامش
( 1 ) . همان ، ص 96 .
( 2 ) . ناصر خسرو ، سفرنامه ناصرخسرو ، ص 64 .