هنر اسلامى به ماده شرافتى روحانى مىبخشد و هدف آن عيان نمودن جوهر هنر ، يعنى زيبايى است كه همواره با روح اسلام كه همان توحيد است ، سازگارى دارد . هنر اسلامى پشتيبان وحى و قرآن است ؛ هنرى كه سرچشمه آن قرآن و سنت محمدى ( ص ) است . « 1 »
هرجا بركت محمدى و خاندان نبوت جارى بوده و هست ، در آنجا مىبايد سرچشمه هنرىخلاقانه را يافت كه به هنر قدسى اسلام مجال بروز داده است . بنابراين شگفتآور نيست كهاستادان بزرگ هنر اسلامى همواره عشقى خاص و تعلق خاطرى ويژه نسبت بهپيامبراسلام از خود نشان داده و هنرمندان شيعه هماره ياد پيامبر ( ص ) و خاندانش را گرامىداشتهاند . « 2 »
علم موسيقى
از نگاه صاحبنظران مسلمان در علم موسيقى و نيز از ديدگاه همكاران قرون وسطايى آنها در اروپا ، علم موسيقى به رياضيات مربوط مىشود . مسلمين تا حد زيادى توانستند از موسيقى ، علمى مستقل پديد آورند و براى آن قواعد ثابت رياضى بسازند . موسيقىدانى يا موسيقىشناسى ، در جهان اسلام « موسيقاز » و « موسيقور » ناميده مىشود . « 3 »
ابنسينا در تعريف موسيقى مىنويسد :
موسيقى علمى است كه از آن ، حالِ نغمهها و چگونگى تأليف لحنها و نيز ساختن آلات عجيب نوازندگى ، شناخته مىشود . « 4 »
اعراب پيش از اسلام ، آهنگها و سازهايى داشتند كه با محيط ساده صحرانشينى آنان تناسب داشت ، ولى پس از اسلام و آميزش با ايرانيان و روميان ، از موسيقى آنان نيز بهره گرفتند . از آنجاكه اين اقتباس به تجربه نيازمند نبود ، زودتر از ساير اقتباسهاى علمى ، تحققيافت .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 157 .
( 2 ) . همان ، ص 13 .
( 3 ) . علىاصغر حلبى ، تاريخ تمدن اسلام ( بررسىهايى چند در فرهنگ و علوم عقلى اسلامى ) ، ص 320 و 321 .
( 4 ) . ابنسينا ، تِسع رسائل ، ص 76 .