قالىهايى زيبا داشتند . طرحهاى بيشتر اين قالىها مركب از خطوط مستقيم بود ، اما ( در پايان قرن نهم هجرى ) طرحهاى پيچدرپيچ با خطوط منحنى نيز بهوجود آمد . « 1 »
پس از آغاز سلطنت صفويه ، كوشش برخى از پادشاهان اين سلسله در احيا و گسترش هنرهاى ملى ايران ، صنعت قالىبافى را كمال بخشيد . نقاشان و بافندگان طراز اول ، از حمايت بىدريغ آنان - بهويژه شاهعباس اول - برخوردار شدند ، از اينرو با خاطرى آسوده ، نيرو و استعداد خود را بيش از پيش براى پيشرفت اين هنر بهكار گرفتند .
در اين دوره ، طرحهاى پيچدرپيچ و نقشهاى « كلاسيك » قالى ايران پديد آمد . عالىترين قالىهايى كه امروزه در موزهها يا مجموعههاى شخصى جهان نگاهدارى مىشود ، متعلق به اين دوره است . يك تخته قالى ، معروف به قالى اردبيل از قرن دهم باقى مانده كه از همه فرشهاى آن زمان پرنقشتر است . اين فرش را براى مرقدِ بنيانگذار سلسله صفويه سفارش داده بودند . بافنده اين فرش مقصود كاشانى بود كه نام خود و تاريخ اتمام فرش ( 944 ق ) را روى فرش ثبت كرده است . « 2 » پس از مرگ شاهعباس ، انحطاط اين هنر آغاز شد و حمله افغانها نيز آن را شدت بخشيد ، تا اينكه در سال 1291 هجرى بازرگانان تبريز با صادركردن قالى ايران به ديگر كشورها ، سبب رونق دوباره قالىبافى شدند . « 3 »
ساير هنرها در تمدن اسلامى
در عصر سلجوقيان بهجز معمارى و كاشىكارى ، ساختن ظروف سفالين زيبا نيز از هنرهاى اين دوره بود . « 4 » هنرمندان دوره سلجوقى ، روى ابريشم و پارچههاى زربفت و قطعات فلز نيز كار مىكردند . در اين عصر كار روى طلا چندان رايج نبود ، اما كندهكارىهاى زيبايى بر روى برنج ، مس و نقره از آن دوره برجاى مانده است .
گستردگى جغرافيايى دنياى اسلام و تعدد حكومتهاى آن موجب شده بود كه هرگاه
هامش
( 1 ) . همان ، ص 351 و 352 .
( 2 ) . آرتور اپهام پوپ ، هنر ايران در گذشته و آينده ، ص 209 .
( 3 ) . علىاصغر حلبى ، تاريخ تمدن اسلام ( بررسىهايى چند در فرهنگ و علوم عقلى اسلامى ) ، ص 352 .
( 4 ) . بنگريد به : كريستين پرايس ، تاريخ هنر اسلامى ، ص 65 - 63 .