عن أبيه جميعا ، عن الحسن بن محبوب ، عن عمر بن يزيد قال : سألت أبا عبد اللّه عليه السّلام عن رجل أراد أن يعتق مملوكا له ، و قد كان مولاه يأخذ منه ضريبة فرضها عليه في كلّ سنة و رضي بذلك منه المولى و رضي المملوك بذلك . فأصاب المملوك في تجارته مالا سوى ما كان يعطي مولاه من الضريبة . قال : فقال : إذا أدّى إلى سيّده ما كان فرض عليه فما اكتسبه بعد الفريضة فهو للمملوك . قال :
ثمّ قال أبو عبد اللّه عليه السّلام : أ ليس قد فرض اللّه على العباد فرائض فإذا أدّوها إليه لم يسألهم عمّا سواها ؟ فقلت له : فللمملوك أن يتصدّق ممّا اكتسب و يعتق بعد الفريضة الّتي كان يؤدّيها إلى سيّده ؟ قال : نعم و أجر ذلك له . قلت : فإذا أعتق مملوكا ممّا كان اكتسب سوى الفريضة . لمن يكون ولاء المعتق ؟ قال :
يذهب فيوالي من أحبّ . فإذا ضمن جريرته و عقله كان مولاه و ورثه . قلت :
شرح
بپردازد و مابقى درآمدش از آن خودش باشد ، و هر دو به اين تعهد رضايت داشتند ، غلام مزبور بر اثر پيشه و تجارت علاوه بر مبلغ معهود . اندوختهء فراوانى تحصيل كرده است ؛ اينك كه خواجه مىخواهد او را آزاد كند ، اندوختهء غلام از آن كيست ؟ ابو عبد الله گفت : در صورتى كه اين غلام مبلغ معهود را پرداخته باشد ، مابقى درآمد به شخص او تعلق دارد . ابو عبد الله گفت : نه اين است كه خداوند - عز و جل - وظائفى را به طور مقطوع برعهدهء بندگانش نهاده و اگر بندگانش وظائف مقررهء او را ادا كنند مسئوليت ديگرى ندارند ؟ من گفتم : بر اين اساس ، آيا اين غلام مىتواند ، بعد از اداى مبلغ معهود از كسب و درآمد خود ، برده آزاد كند ؟ ابو عبد الله گفت : بلى ، و اجر و پاداش آن از آن خودش خواهد بود . من گفتم : اگر بعد از اداى مبلغ معهود بردهاى بخرد و آزاد كند ، وابستگى ميراث آن برده از آنكه خواهد بود ؟ ابو عبد الله گفت : اين بردهء آزاد شده با هر كه مايل باشد مذاكره مىكند ، و آنكه مسئوليت خطاهاى او را پذيرفت وابستهء او خواهد شد ، و ميراث او به وابستهاش خواهد رسيد . من گفتم : مگر رسول خدا نگفته است كه وابستگى بردگان از آن آزاد كنندگان است ؟ ابو عبد الله گفت : اين بردهء آزاد شده