الكافي ( گزيده كافى ) ( فارسى ) — صفحة 155
باب حبّ المرأة لزوجها ( 3147 ) 1 - محمّد بن يحيى ، عن أحمد بن محمّد ، عن عليّ بن الحكم ، عن معاوية بن وهب قال : سمعت أبا عبد اللّه عليه السّلام يقول : انصرف رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله من سريّة قد كان أصيب فيها ناس كثير من المسلمين . فاستقبلته النساء يسألنه عن قتلاهنّ . فدنت منه امرأة فقالت : يا رسول اللّه ما فعل فلان ؟ قال : و ما هو منك ؟ قالت : أبي قال : احمدي اللّه و استرجعي فقد استشهد . ففعلت ذلك . ثمّ قالت : يا رسول اللّه ما فعل فلان ؟ فقال : و ما هو منك ؟ فقالت أخي . فقال : احمدي اللّه و استرجعي فقد استشهد . ففعلت ذلك . ثمّ قالت : يا رسول اللّه ما علاقهء به شوهر * ( 3147 ) * 1 - شنيدم ابو عبد الله صادق ( ع ) مىگفت : جدم رسول خدا كه صلوات خدا بر او نثار باد ، از جنگى بازمىگشت ، در آن جنگ جمع كثيرى از مسلمين به شرف شهادت نايل شدند ، در مراجعت از جنگ بانوان مدينه به استقبال آمدند و از رسول خدا جوياى بستگان خود شدند . خانمى نزديك آمد و گفت : اى رسول خدا ، فلانى چه شد ؟ رسول خدا پرسيد : او با تو چه نسبتى دارد ؟ آن خانم گفت : پدر من است . رسول خدا گفت : خدا را حمد كن و بگو : انا لله و انا اليه راجعون كه پدرت كشته شد . آن خانم خدا را حمد كرد و گفت : انا لله و انا اليه راجعون . آن خانم مجددا پرسيد : اى رسول خدا ، فلانى چه شد ؟ رسول خدا پرسيد : او با تو چه نسبتى دارد ؟ آن خانم گفت : او برادر من است . رسول خدا گفت : خدا را حمد كن و بگو : انا لله و انا اليه راجعون . كه برادرت كشته شد . آن خانم خدا را حمد نمود و گفت : انا لله و انا اليه راجعون . و باز همان خانم پرسيد : اى رسول خدا ، فلانى چه شد ؟ و رسول خدا پرسيد : او با تو چه نسبتى دارد ؟ آن خانم گفت : او شوهر من است . رسول خدا گفت : خدا را حمد