مدتى بعد حكيم به لاهور آمد و از دربار كناره گرفت و در تابستان به كشمير رفت . در اين ايام بود كه قسمتى از بدن جهانآرا بيگم براثر آتش سوخته بود و حكيم به معالجهء او پرداخت . بعد از بهبودى بيگم مبلغ ده هزار روپيه به دريافتى مقررى سالانهء وى اضافه شد و با پنجاه هزار روپيه مقررى ساليانه به موطن خود بازگشت .
لكن در سال 1061 ه ق برابر با بيست و چهارمين سال جلوس شاه جهان به كشمير رفت و در همان جا وفات يافت .
وى عالمى بسيار متديّن بود و دستى شفابخش داشت . او همچون اميران زندگى مىكرد ، به عنوان مثال در كاخ خود سيصد كنيز داشت و هريك عهدهدار وظيفهاى بود ، چرا كه وى عقيده داشت كه زن بايد پيوسته سرگرم كار باشد . نام مستعارش مسيح اللهى بود .
صدر الدّين محمد خان فايز 1151 ه ق / 1738 م
نواب صدر الدّين محمد بن نواب زبردست خان بن ابراهيم خان بن نواب على مردان خان ، از خانوادهء نواب و عالم و مبلّغ بود ، علاوه بر مقامهاى دولتى ، در علوم مذهبى و تاريخى مهارت داشت . تصانيفى زياد دارد كه از آن ميان حديث و فقه ، اوراد و وظايف ، مناظره و عقايد ، سوانح ائمه ، مجالس ، طب و نباتات ، هيئت و اقليدس ، انشا و شعر عربى و فارسى و اردو در فهرستى طويل ديده مىشوند . پرفسور مسعود حسن اديب در مقدمهء ديوان اردوى او دربارهء شرح سوانح و تأليفاتش بحث مفصّلى كرده و عكس او را هم به چاپ رسانده است .
نمونهاى از تصانيف وى در كتابخانههاى مسعود حسن اديب و دانشگاه پنجاب ، لاهور موجود است .
تصانيف او عبارتند از :
ديوان اردو ، ( چاپ دهلى ، 1946 م ) ؛ ديوان قصايد ، ( نزد پرفسور دكتر وحيد قريشى ، لاهور ) ؛ ارشاد الوزراء ، ( خطى ، موجود در كتابخانهء دانشگاه پنجاب ) ؛ زينة البساتين ( دربارهء درختان ، موجود در كتابخانهء دانشگاه پنجاب ) ؛ تحرير الصدر ، ( ترجمهء خلاصة الحساب بهايى به فارسى ) .
كلب عليخان فايق تاريخ وفات فايز را از تاريخ محمّدى ، ص 107 ، ماه صفر 1151 ه ق نقل كرده است .