تفسير و حديث و فقه به شمار مىرفت . با شيخ على حزين و خان علامه تفضل حسين خان روابط نزديك داشت . غفران مآب مولانا دلدار على نسبت به او با ادب و احترام رفتار مىكرد .
نامههايى كه به نام مفتى محمّد قلى ، مفتى محمد عباس و سلطان العلماء سيد محمد پيدا مىشوند ، نشان مىدهند كه سبحان عليخان فردى با استعداد ، مقدس و داراى شخصيّت بوده است . در حصن المتين نوشته شده كه وى فاضل كامل ، فصيح ، اديب ، حاضر جواب ، عابد ، متهجد و كثير البكاء بوده و در علم طب و رياضى و كلام ، مهارت داشته است . علم و تقدس او موجب شده بود كه با عامهء مردم و علما و حتى استاندار و پادشاه روابط محكمى داشته باشد .
در كليات نثر غالب ، سه نامه از سبحان عليخان ديده مىشود . مفتى محمد عباس قصيدهاى عربى در مدح او سروده است . « 1 » نامههاى عربى و فارسى مولانا سبحان عليخان از نظر من گذشته است و به نظر مىرسد او علاوه بر اينكه از انشايى عالى به زبان عربى و فارسى برخوردار بوده زبان انگليسى و عبرى را هم مىدانسته است . وى اول اتاليق ( استاد ) غازى الدّين حيدر و بعد در زمان نصير الدّين حيدر عهدهدار نيابت وزارت و ناظر و سرپرست روابط سياسى بين كمپانى و حكومت بود و از اين بابت مبلغ پنجاه هزار روپيه به عنوان پيشكش دريافت مىكرد . علما و ارباب رياست و سياست با او مشورت مىكردند و او هم با نهايت احتياط و دورانديشى وظيفهء خود را انجام مىداد . در سال 1243 ه ق وقتى كه آقامير دچار زوال سياسى شد ، عليه سبحان عليخان هم بازپرسى به عمل آمد ، اما رهايى يافت و دوباره مشاور حكومت شد .
دربارهء شخصيّت مولانا سبحان عليخان با قطعه تاريخ نيّر شكوهآبادى گوشههاى زندگى علمى و عملى او روشن مىشود .
هامش
( 1 ) - در ديوان رطب العرب ، ص 238 قصيدهاى است به مطلع زير :سجع العنادل سحرة اشجانى * لو لا الهوى زالت به اسجانىاز يكصد و هفت بيت ، سه بيت آن نقل مىشود :متنزّه ، عال كمال ان اسمه * متضمن للعلو و السبحان
هذا رصين المجد فرد زمانه * علّامة حبر عظيم الشّأن
متوقّد ، متكلّم ، متفقّد * متبحر ، متفرد الازمان