بعد از دريافت مدارك لازم ، در نقاط دوردست پراكنده شدند . از ميان زمينداران « كهجوه » شخصى به نام سيد على حسين بود كه از او فرزندى به نام سيد حسن در 6 جمادى الثانى سال 1256 ه ق متولد شد . اما در كودكى پدرش را از دست داد و مادر و جدش او را تربيت كردند . او از همان ايام نوجوانى به پاكى نفس و زهد و تقوا شهرت يافت . بعد از خواندن قرآن مجيد و تعليمات ابتدايى ، ميزان منشعب و قواعد احمديه را نزد مولانا محمد تقى ، اتاليق نواب سيد ناصر حسين خان به پايان رسانيد . سپس مولانا به كانپور رفت و سيد فاصلهء دو كيلومتر را بين خانه تا محل درس را روزانه طى مىكرد و درس را ادامه مىداد .
قبل از سال 1275 ه ق ازدواج كرد . على اظهر ، فرزندش در سال 1277 ه ق متولد شد و مولانا بعد از سه سال به دار العلوم رفت و به خدمت ممتاز العلماء ، تقى رسيد و آنجا با مولانا سيد احمد على آشنا شد . مولانا با شفقت و محبّت زياد مانند فرزندش از او پذيرايى كرد . وى قطبى ، صدرا ، شمس بازغه را نزد احمد على خواند . تفسير ، حديث ، فقه و اصول را در محضر ممتاز العلماء و علم كلام را در نزد فردوس مآب مولانا حامد حسين به پايان رسانيد .
مدت تحصيلات او از سال 1280 تا 1184 ه ق به طول انجاميد . در سال 1284 ه ق با دريافت خبر بيمارى همسرش به زادگاه خود رفت ، بعد از يك سال و نيم دوباره به لكنهو آمد و بين طلاب چنان مقامى شامخ داشت كه حتى ممتاز العلماء و فردوس مآب به اقامتگاه وى مىرفتند . بعد از اتمام تحصيلات و دريافت اجازهنامه به زادگاه خود بازگشت . در سال 1295 ه ق به حج و در سال 1297 ه ق به زيارت عتبات عراق و ايران مشرف شد . و در سال 1302 ه ق به لكنهو رفت و در اين سفر به مذاكرات علمى و بخصوص مقابلهء نسخهء خطى و مآخذ « عبقات الانوار » مشغول شد .
مولانا حسن باخدا ، عالمى پرهيزگار ، قائم الليل و صائم النهار بود ، در روزهاى مخصوص ، رجب ، شعبان و رمضان روزه مىگرفت ، مستحبات و نوافل را ادا مىكرد . از ساعت دو ( بعد از نيمهشب ) تا طلوع صبح در مسجد مىماند . و مردم را به خواندن نماز ترغيب و از خوف خدا ، حقوق بندگان را رعايت مىكرد . در امر به معروف و نهى از منكر از كسى نمىهراسيد و در زهد ، قناعت ، ايثار و مهماننوازى مشهور بود . به علم دين و نيز به تبليغ مذهب علاقه داشت ، و فرزندان خود را طورى تربيت كرد كه تا امروز هم هريك مصدر خدمات دينى هستند .
در شصتسالگى دچار ضعف و بيمارى شد . مولوى سيد غلام صادق ( پسرعمو و شاگردش ) مىگويد : در خواب ديدم كه آفتاب را كاملا كسوف گرفته و مولانا باخدا نماز
مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي ) — صفحة 199
مساهمون: سيد مرتضى حسين صدر الافاضل
ص١٩٩