جمع بودند .
مولانا سيد حبيب حيدر علاوه بر اينكه در كنتور صاحب ملك و زمين بود ، به عنوان يكى از علماى متبحر و استادان بىمثال به شمار مىآمد ، بهطورى كه در دروس وى بهترين و ممتازترين طلاب شركت مىكردند .
وى ضمن تعليم و تدريس علوم دينى ، به عنوان قائم مقام ادارهء ثبت كار مىكرد . نصيحت او به روضهخوانان و مرثيهگويان اين بود كه روايات را صحيح نقل كنند .
او پنجاه سال داشت كه دار فانى را وداع گفت و به نظر مولانا محمد حسين نوگانوى تاريخ وفات وى احتمالا سال 1302 ه ق مىباشد .
شاگردان او عبارتند از : 1 - سيد باقر 2 - سيد محمد جعفر 3 - مولانا ظهور حسين بارهوى 4 - سيد فدا حسين .
آثار او عبارتند از : 1 - القدرية 2 - تحقيق دربارهء على اكبر شهيد 3 - شرح زيارت ناحيهء كبرى 4 - رسالهء عطش ( عربى ، چاپى ) 5 - بنيان الايمان ، معانى و احتمالات نحويه لا إله إلّا اللّه ( اردو ، چاپى ) .
حزين محمّد على 1103 ه ق / 1692 م 1180 ه ق / 1766 م
شيخ ابراهيم زاهد گيلانى ، مرشد شيخ صفى الدّين اردبيلى ( سرسلسلهء صفويه ) عابد و عالم بزرگ زمان خود بود و در هفدهمين نسل او ، عالم بزرگ دينى به نام ابو طالب مىزيست . محمد المدعو به على ، فرزند شيخ ابو طالب در روز دوشنبه 27 ربيع الثانى 1103 ه ق / 19 ژانويه 1692 م در اصفهان متولد شد . وقتى وى چهارساله بود اتفاقا مولاناى اعظم ملا شاه محمد شيرازى به اصفهان آمد و مهمان دوست خود ابو طالب شد . مولانا طريقهء بسم اللّه گفتن را در آغاز درس آموخت . حزين مىگويد : ملا محمّد شاه بعد از آموختن جملهء بسم اللّه به من گفت تا اين دعا را سه بار تكرار كنم :
« رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي » .
بعد از خواندن كتابهاى ساده و تعليم خوشنويسى فراگرفتن صرف و نحو و فقه را شروع كرد . و به منطق نيز علاقهمند شد بهطورى كه استاد به او آفرين مىگفت . به شعر و شاعرى نيز علاقهمند بود ، ولى استاد و پدرش هر دو ، او را منع كردند ، بااينهمه از سرودن شعر دست برنداشت تا اين كه سرانجام پدرش به او اجازه داد تا آزادانه شعر بسرايد .