دفن شد .
بهادر عليشاه 1335 ه ق / 1916 م
حكومت سيكها در پنجاب تمام شئون زندگى مسلمانان را مختل ساخته بود . بعد از حملهء نادر به هندوستان و تسلط احمد شاه ابدالى ، خانوادههاى پنجاب در دهلى ، اوده ، عظيمآباد ، مرشدآباد و بنگال آواره شده بودند و باقيماندهء افراد از هر نوع فعاليت دور بودند . سيكها براثر حملاتشان ، مساجد و مدارس را خراب كردند . امرا و علما را از قدرت انداختند . بنابراين در تاريخ پنجاب ، علما و بزرگان سنى عموما و علماى شيعه خصوصا ناياب هستند . در يك جامعه اگر اتحاد باشد آثار آنان تا اندازهاى محفوظ مىماند اما اختلاف و تفرقه در پنجاب بيشتر شده بود . هندو و سيكه ، دو دشمن بزرگ ، مسلمانان را از بين مىبردند و شيعه و سنى هر دو تباه شده بودند . در ميان شيعيان امرايى مانند على مردان خان و آصف جاه و خانوادههاى علما و امراى باقيمانده و اولاد حكيم فتح اللّه شيرازى و نجره در گجرات بودند اما بعد از احمد شاه ابدالى سنيان متعصب از قدرت آنان كاستند و سيكها در از بين بردن نام و نشان آنها از هيچچيز فروگذار نكردند . سرانجام در همان پنجاب ، رجب عليشاه برخاست و از شيعيان پشتيبانى كرد . سپس قزلباشها آمدند و فرهنگ شيعيان را ترقى دادند . در پايان اين دوره ضرورت مبلّغان شديدا احساس مىشد . بنابراين در تمام ايالت خطبا ظاهر گشتند و خطبا براى تبليغ عقايد شيعه و سركوب مخالفان تشيع آمادهء مبارزه شدند و بر آنان اعتراض كردند و به حفظ قرآن كوشيدند و آنها را متهم كردند كه قرآن را قبول ندارند ، از ميان آنان قارى سيد بهادر عليشاه بسيار معروف شد .
وى از خانوادهء سيد جلال پورجتان بود . او بعد از تحصيلات ابتدايى به وطن خود دهلى رفت و در آنجا كتابهاى ضرورى را نزد جعفر على جارچوى به پايان رسانيد و خطيبى فاضل شد . وى از قاريان خوشالحان و از خطباى خوش بيان و در مناظره حاضر جواب و فردى وجيه المنظر و پاكيزه نفس بود . او در پنجاب به تبليغ پرداخت و در يوپى به عنوان خطيب معروف شناخته شد .
وى در 26 محرم سال 1335 ه ق در گجرات درگذشت . نواب محمّد جعفر در دفتر تاريخ ، بخش هفتم در صفحهء 78 ، مادّهء تاريخ وفات او را چنين آورده است :
بدان مسكنش پور بعد جلال * كه در پنج آبست اين ارض پاك
مناظر به دو در غم شاه دين * دلى در بغل داشته چاكچاك
شش و بيست ماه محرم ببد * كه سيد درينجا بگشته هلاك