شاه جهان برساند . روزى مولوى در دربار حاضر بود ، از حاضران يك خان افغان و يك شيخ باهم به مباحثه پرداختند . پادشاه او را ثالث ( حكم ) معين كرد . بلگرامى دلايل هر دو را شنيد و آن را رد كرد . عالم افغانى ( خان ) جروبحث راه انداخت و در حين مباحثه و جدال شمشير خود را كشيده آمادهء جنگ شد . مولوى نيز شمشير خود را برداشت . نجابت خان قضيه را خاتمه داد ، همان وقت پادشاه گفت : « سيّد ما صاحب السيف و القلم است » .
بلگرامى نوكرى را ترك كرد و در بلگرام سكونت گزيد . وى در خاندان خود دربارهء مذهب اماميه تبليغ كرد و عليه تصوف و تقيّه به مبارزه پرداخت و مشغول تحصيل ، تدريس ، تصنيف و تأليف شد .
در مآثر الكرام نوشته شده كه استادان موسيقى هم در محضر سيد اسماعيل اظهار عجز مىكردند . از اين مطلب استنباط مىشود كه وى فقيه نبود بلكه حكيم بود و در فلسفه و منطق مهارت داشت .
رحمان على تاريخ وفات سيد اسماعيل را 1164 ه ق نوشته است ، اما مير غلامعلى آزاد روز سهشنبه 4 شوال سال 1088 ه ق ذكر كرده است .
شاگردان او عبارتند از : سيد عنايت اللّه ، حافظ قرآن و طبيب ، حكيم سيد محمد فيض .
فرزندان او عبارتند از : نور محمد ، حسن عسكرى ، سيد حسين .
تصانيف او : حاشيهء مبسوط بر تهذيب المنطق ، حاشيه بر حاشيه ملا جلال .
اشرف حسين عظيمآبادى 1240 ه ق / 1825 م
مؤلف مرآة الاحوال و جهاننما در ذيل وقايع سال 1224 ه ق دربارهء علماى عظيمآباد نوشته است :
« فاضل مقدس كامل مير اشرف حسين خلف الصدق منشى مير احمد حسين سررشتهدار عدالت فوجدارى ، معالم الاصول را پيش من خوانده است » .
مؤلف مرآة الاحوال ، احمد بن محمّد على بهبهانى ( درگذشته به سال 1235 ه ق ) در سفرنامهء خود مشاهدات ، بخصوص احوال علماى معاصر را نوشته و نام مولانا اشرف حسين را ثبت كرده است .