تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
امام حسين عليه السّلام است . 46 - نيز در كتاب سابق الذكر از حضرت صادق آل محمّد روايت مىكند كه فرمود : بين حضرت حسنين يك طهر فاصله شد و بين ولادت ايشان شش ماه و ده روز فاصله شده بود . 47 - مؤلف گويد : در حديث طولانى مفضل - كه در كتاب غيبت خواهد آمد . از امام جعفر صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : ملكى بين مؤمنين بود كه آن را : صلصائيل ميگفتند ، خداى حكيم وى را بدنبال امرى فرستاد ، او دستور خدا را فورا انجام نداد ، لذا خداى توانا پر و بال وى را گرفت و او را در يكى از جزيره‌هاى دريا مسكن داد ، در آن شبى كه امام حسين عليه السّلام متولد شد ملائكه از خداى رؤف اجازه گرفتند و براى تبريك گفتن به رسول خدا و امير المؤمنين : على و فاطمهء اطهر عليهم السّلام از عرش فوج فوج متوجه زمين شدند و از هر آسمانى به آسمان ديگرى نزول كردند تا اينكه به صلصائيل كه آويزان بود بر خوردند . هنگامى كه آنان با صلصائيل مواجه شدند توقف نمودند . وى به آنان گفت : اى ملائكه پروردگار من ! قصد كجا را داريد و براى چه نازل شده‌ايد ! ؟ گفتند : امشب نوزادى كه بعد از رسول خدا و امير المؤمنين على : و فاطمهء اطهر امام و بهترين نوزاد است متولد شد ، ما از خداى سبحان اجازه گرفته‌ايم كه براى تبريك گفتن به حضرت محمّد صلى اللَّه عليه و آله برويم ، خدا بما اجازه داده است . صلصائيل گفت : اى ملائكهء پروردگار من ! من شما را به حق خدا و رسول او و به حق اين نوزاد قسم مىدهم كه مرا با خود نزد حبيب خدا يعنى حضرت رسول ببريد كه شما و من از آن حضرت تقاضا كنيم وى خدا را به حق اين مولودى كه به او عطا فرموده قسم دهد تا خدا از خطاء من درگذرد و پر و بال شكستهء مرا عطا نمايد و مرا در مقام خود با ملائكه مقربين باز گرداند . ملائكه صلصائيل را با خود نزد پيغمبر عاليمقام اسلام صلى اللَّه عليه و آله آوردند . پس از اينكه تبريك برسول خدا گفتند داستان آن ملك را براى پيامبر خدا شرح دادند