عربى است . گفت : نام او را حسن بگذار .
هنگامى كه حسين متولد شد خداى رؤف به جبرئيل وحى كرد : پسرى براى حضرت محمّد متولد شده ، تو به زمين هبوط كن و پس از اينكه به آن حضرت تهنيت گفتى بگو : چون على بن ابى طالب عليه السّلام براى تو نظير هارون است براى موسى لذا اين نوزاد را با پسر هارون همنام كن .
جبرئيل پس از اينكه به زمين آمد و به رسول خدا تبريك گفت به آن حضرت گفت : على براى تو نظير موسى است براى هارون ، اين نوزاد را با پسر هارون همنام كن .
رسول اعظم فرمود : نام او چه بود ؟ گفت : شبير ، فرمود : زبان من عربى است . گفت : نام وى را حسين بگذار .
4 - در كتاب : عيون اخبار رضا از حضرت على بن الحسين از اسماء بنت عميس روايت مىكند كه گفت : هنگام ولادت حضرت حسنين من قابلهء جدهات فاطمه زهراء بودم . موقعى كه حضرت حسن متولد شد رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله آمد و فرمود : اى اسماء فرزندم را بياور ! من آن نوزاد عزيز را در حالى كه يك پارچهء زرد به او پيچيده بودم بحضور پيغمبر خدا بردم ، رسول اكرم آن پارچه را بدور انداخت و فرمود : آيا بشما نگفتم : نوزاد را در ميان پارچهء زرد نپيچيد ! من آن حضرت را در ميان يك پارچهء سفيد پيچيدم و بحضور آن بزرگوار بردم .
پيامبر اكرم اذان به گوش راست و اقامه به گوش چپ حسن گفت .
آنگاه به حضرت امير فرمود : نام اين فرزند مرا چه نهادهايد ؟ على گفت :
يا رسول اللَّه ! من در نامگذارى او بر تو سبقت نميگيرم .
حضرت رسول فرمود : من هم بر خداى خودم سبقت نخواهم گرفت .
سپس جبرئيل نازل شد و گفت :
يا محمّد ! خداى على اعلا تو را سلام مىرساند و ميفرمايد : چون على براى تو
بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 264
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٦٤