حجاج به وى گفت : دليل خود را از قرآن بياور و الا گردن تو را خواهم زد .
سعيد بن جبير گفت : مهلتم بده ، وى ساعتى صبر كرد و گفت : حجت و دليل خود را بياور ! سعيد گفت : صبر كن ، او ساعتى صبر كرد و گفت : دليل و برهان خويش را بياور ! سعيد بن جبير گفت : اعوذ باللَّه من الشيطان الرجيم :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ *
وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ
تا آنجا كه ميفرمايد :
وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ
.
سعيد پس از خواندن اين آيه ساكت شد .
حجاج به وى گفت : ما بعد آيه را بخوان ! سعيد گفت :
وَ زَكَرِيَّا وَ يَحْيى وَ عِيسى
آنگاه سعيد گفت : اى حجاج ! عيسى چه نسبتى به حضرت ابراهيم دارد ؟
حجاج گفت : عيسى از فرزندان ابراهيم محسوب مىشود .
سعيد گفت : عيسى كه بدون پدر خلق شده و از نوادههاى دخترى حضرت ابراهيم بشمار ميرود ، با اينكه فاصلهء بين عيسى و حضرت ابراهيم خيلى زياد است مع ذلك از فرزندان حضرت ابراهيم محسوب مىشود . پس حضرت حسنين عليهما السّلام با اينكه با رسول خدا چندان فاصلهاى ندارند بطريق اولى فرزندان پيغمبر اكرم محسوب خواهند شد .
حجاج پس از اين گفتگوها مبلغ ده هزار اشرفى به سعيد بن جبير جايزه داد و دستور داد تا او را بخانهاش باز گردانيدند .
شعبى ميگويد : من با خود گفتم : بر من واجب است كه نزد اين مرد عالم يعنى سعيد بن جبير بروم و معانى قرآن را از او بياموزم ، زيرا من گمان ميكردم كه معانى قرآن را ميدانم ، ولى اكنون معلوم شد كه نميدانم .
لذا وقتى متوجه سعيد بن جبير شدم ديدم وى در ميان مسجد نشسته و آن اشرفىها را در مقابل خود ريخته و آنها را همچنان ده اشرفى ده اشرفى صدقه ميدهد