بوده و يا به خاطر آفتى خدايى نابينا شده باشد و اما اگر قبلًا در جنايتى ديگر نابينا شده و نصف ديه را از جانى آن گرفته ، در اين چشم ديگرش تنها نصف ديه را مستحق است هر چند كه نصف ديه چشم ديگرش را از جانى قبلى نگرفته باشد چه اينكه قدرت برگرفتن داشته و يا نداشته است بلكه ديه چشم دومش نصف است در صورتى كه چشم اولش در قصاص كور شده باشد .
مسأله 3 - اگر در جنايتى چشم نابيناى او از بين برود ثلث ديه را بر جانى مستحق است چه اينكه آن را بخشكاند و يا از ريشه درآورده باشد و چه اينكه نابينايى آن مادرزاد باشد و يا به جنايتى ديگر نابينا شده باشد .
مسأله 4 - در پلك چشم ديه كامل است ، و در اينكه ديه هر يك از چهار پلك چه مقدار است اختلاف هست بعضى گفتهاند ديه هر يك ، ربع ديه كامله است بعضى ديگر گفتهاند دو پلك بالا دو ثلث ديه كامله و دو پلك پايين يك ثلث آن است ، بعضى ديگر گفتهاند در بالا ثلث و در پايين نصف است و اين قول خالى از ترجيح نيست لكن طرفين احتياط را ترك ننموده مصالحه كنند .
سوم : در ديه بينى است
مسأله 1 - اگر جانى بينى كسى را از ريشه كند بايد ديه كامل بدهد ، و همچنين است در قطع نرمه بينى كه پايين قصبه آن است . و اگر نرمه و قسمتى از قصبه آن را در يك نوبت قطع كند تمام ديه را بايد بدهد و اگر در يك نوبت نرمه و در نوبت ديگر قسمتى از قصبه آن را قطع كرده باشد براى نرمه ديه ى كامل و براى قصبه ، ارش مىدهد . و اگر در يك نوبت نرمه بينى و در نوبت دوم همه قصبه را قطع كرده باشد براى نرمه ديه كامل و براى قصبه بنابر احتمالى ديه و بنا به احتمال ديگر ارش مىپردازد و مسأله محل تأمل است ، و اگر قسمتى از نرمه آن را قطع كرده باشد با همه نرمه سنجيده مىشود اگر نصف است نصف ديه و اگر ثلث است ثلث مىپردازد .
مسأله 2 - اگر بينى كسى را با سوزاندن يا شكستن يا طريق ديگر فاسد كند و از بين ببرد ديه كامل به عهدهاش مىآيد ، و اگر شكسته بند اصلاحش كند به طورى كه بىعيب شود بنا به قول مشهور صد دينار بايد بدهد .
مسأله 3 - اگر بر بينى كسى جنايت وارد آورد كه مبتلا به فلج شود ديه آن دو ثلث بينى سالم است ، و اگر بينى كسى را كه قبلًا فلج بوده قطع كند ثلث ديه آن را بايد بدهد .
مسأله 4 - در قطع روثه نصف ديه است حال آيا روثه به معناى نوك بينى است ؟ و يا