چون در نسب مادر عمه و عموى آدمى حرام است ؛ زيرا جدهء پدرى و يا مادرى محسوب است اگر خاله و دايى را شير دهد ، آيا به اين خاطر ، آن زن بر مرد حرام مىشود ؟ اگر قبل از شير دادنش همسر آن مرد باشد آيا نكاحش باطل مىگردد ؟ كسى كه قائل به عموم منزلت باشد ، مىگويد باطل است و كسى كه به آن اعتقاد نداشته باشد مىگويد نه .
مسأله 5 - اگر در اين شك كند كه آيا رضاع حاصل شده است يا نه و يا اينكه شك كند كه آيا فلان شرط حاصل شده يا نه در مورد اوّل فرض را به عدم وقوع رضاع و در مورد دوم نيز فرض بر عدم حصول شرط مىكند . بله اگر مىداند كه واقعاً رضاع حاصل شده امّا نمىداند كه آيا در بين دو سال بوده است يا نه ، تا حرمت ايجاد نمايد . در صورتى كه تاريخ رضاع را بداند امّا تاريخ تولد كودك را نداند ، مسأله مشكل مىشود و بايست احتياط كند .
مسأله 6 - شهادت بر رضاع قبول نمىشود مگر اينكه به طور مفصّل انجام گردد و بگويند كه به فرض فلانى قبل از آن كه دو سال شيرخوارگىاش تمام شود از فلان زن شيرخورده به صورتى كه پستان زن را دهان مىگرفت و مىمكيد و ما شمرديم كه پانزده دفعهء متولى از آن زن شير خورد و سير شد ، و تمام شرايط حرمت را داشت . امّا اگر به طور مجمل به آن شهادت دهند كافى نيست مانند اينكه بگويند ما مىدانيم فلانى از فلان زن شير خورده و بر او حرام شده است . يا اينكه بگويد فلانى و يا فلانه رضاعى است ، كافى نيست . بله در صورتى كه علم داشته باشد كه شاهدين تمام شرايط رضاع را مىدانند و از نظر تقليد و اجتهاد هم مسائل را همانند مجتهدى كه او از آن تقليد مىكند مىدانند اگر به صورت مجمل شهادت دهند كفايت مىكند .
مسأله 8 - بهتر است دايه داراى شرايطِ : اسلام ، عاقله ، عفيفه ، نظيف و خوش اخلاق باشد ؛ زيرا شيرى كه دايه به كودك مىدهد در او اثرى كامل دارد ، چنان كه از امام محمد باقر ( ع ) روايت شده است كه فرمودند : « رسول خدا ( ص ) فرمودهاند : كودك خود را براى شير خوردن به دست زنهاى احمق و كم فهم ندهيد زيرا شير صفات او را به كودك شما منتقل مىكند » و از اميرالمؤمنين ( ع ) نيز روايت شده كه فرمودند : « از شير زن احمق براى خود استفاده نكنيد زيرا شير به طبيعتها غلبه مىكند » و از همان جناب منقول است كه در نظر آوريد و ببينيد كه چه كسى فرزند شما را شير مىدهد ، زيرا كودك با طبيعت شيرى كه خورده است بزرگ مىشود همچنين روايات فراوانى وجود دارد كه انتخاب زن شيردهى كه صفات خوب و پسنديده دارد را مستحب مىداند و به آن ارجحيت مىدهد . و عكس آن هم از كراهت شير دادن كافر به فرزند حكايت دارد . و اگر كسى مجبور شد كه فرزند خود را به يكى از آنان بدهد بايد زن يهودى و يا مسيحى را به
مباحث حقوقى تحرير الوسيلة ( فارسى ) — صفحة 391
مساهمون: السيد الخميني
ص٣٩١