تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مباحث حقوقى تحرير الوسيلة ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
مىتوانند هر زمان كه خواستند آن را فسخ نمايند عاريه‌دهنده مال خود را طلب نمايد و گيرنده هم آن را بر گرداند ، بله در خصوص عاريه زمين براى تدفين ، بنا بر احتياط عاريه‌دهنده نمىتواند بعد از پوشيده شدن قبر آن را نبش نمايد . امّا اگر قبل از ريختن خاك بر روى ميت باشد مىتواند از آن رجوع نمايد هر چند كه ميت را در آن نهاده باشند و اگر از اين عاريه رجوع كرد واجب نيست كه اجرت حفر قبر را به گيرنده‌ى عاريه بدهد . همچنين بر ولى ميت نيز واجب نيست كه آن گودال را پر نمايد زيرا اين كار با اذن صاحب زمين انجام شده است . مسأله 9 - عاريه با مرگ عاريه‌دهنده باطل مىشود و يا بعد از دست دادن حكومتش بر مال ( از دست دادن اهليت ) ماند اينكه بعد از عاريه دادن ديوانه شود و هر اتفاقى از اين دست . مسأله 10 - بر عاريه‌گيرنده واجب است كه با استفاده از منافعى كه عاريه‌دهنده معين كرده اكتفا نمايد و بر او جايز نيست از آن تعدى نمايد و ديگر منافع را مورد استفاده قرار دهد . هر چند كه استفاده از آن براى عاريه‌دهنده بسيار كمتر از آن چيزى كه مأذون در استفاده است ضرر داشته باشد و همچنين بر عاريه‌گيرنده واجب است به آن كيفيت انتفاع كه معمولًا اين گونه بوده است اكتفا نمايد . بنابراين اگر حيوانى را براى باربرى عاريه نموده است نمىتواند بيشتر از آنچه كه عرفاً بر آن حيوان بار مىكنند بار آن نمايد البته اين عرف در زمان‌ها و مكان‌ها و انواع بارها متفاوت است . بنابراين اگر در نوع و يا در كيفيت آن تعدى نمايد غاصب و ضامن است و در صورتى كه تعدىاى كه كرده در نوع بوده است بايد اجرت آن منفعتى كه از آن استفاده نموده را بدهد امّا اگر تعدى در كيفيت باشد بعيد نيست كه اجرت زيادت حاصله بر ذمه‌اش بيايد . مسأله 11 - اگر زمينى را براى ساختن و يا درختكارى عاريه دهند جايز است كه عاريه را فسخ نمايد و عاريه‌گيرنده را ملزم به كندن درختان نمايد و لكن بايد تفاوت قيمت درختان را بدهد و همچنين است زمانى براى زراعت عاريه داده باشد و قبل از اينكه دانه‌هاى زرع بسته شود آن را فسخ نمايد . حتّى اين احتمال وجود دارد كه اگر عاريه‌گيرنده راضى به اجاره دادن باشد عاريه‌دهنده نمىتواند او را الزام به كندن زرع خود نمايد . همان‌طور كه جواز الزام بدون دادن تفاوت قيمت محتمل است و اين مسأله در تمامى جهاتى كه دارد بسيار مشكل است بنابراين در اين‌گونه موارد مصالحه ترك نشود ، مانند كسى كه تيرهاى چوبى خود را عاريه دهد و بعد از آنكه گيرنده با آن سقف زد آن را فسخ نمايد . مسأله 12 - عين عاريه در دست عاريه‌گيرنده امانت است و اين به اين معناست كه اگر