تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مباحث حقوقى تحرير الوسيلة ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
مال تلف شود و او در تلف شدن آن دخالت نداشته باشد ضامن نيست مگر آنكه در به كار بردن آن تعدى و يا تفريط كرده باشد ، همچنان كه اگر مال عاريه گرفته شده طلا و يا نقره باشد به طور مطلق ضامن است چه اينكه دخالت در تلف مال داشته باشد و چه در اين تلف دخالت نداشته باشد مگر آنكه در زمان تحويل گرفتن شرط سقوط ضمان كرده باشد . مسأله 13 - جايز نيست كه عاريه‌گيرنده عين را به ديگرى عاريه و يا اجاره دهد مگر آنكه مأذون از طرف مالك باشد كه در اين فرض در حقيقت خود مالك عاريه و اجاره داده است و گيرنده‌ى عاريه وكيل و نايب او بوده است بنابراين اگر بعد از عاريه‌ى دوم عاريه‌گيرنده‌ى اول كه مال را عاريه داده است ديوانه شود ، عاريه‌ى دوم به اعتبار خود باقى خواهد ماند . مسأله 14 - اگر عين با فعل عاريه گيرنده تلف شود و در صورتى كه به خاطر استعمالى كه در آن اذن داشته است بوده و از طريق متعادل نيز تعدى نكرده است ضامن نيست ، و اگر به خاطر سبب ديگرى بوده است ضامن است . مسأله 15 - گيرنده زمانى از عهده‌ى عين عاريه بر مىآيد كه يا آن را به عاريه‌دهنده تسليم نمايد و يا به وكيل او و يا به ولى او . ولى اگر آن را به جايى كه قبلًا بوده برگرداند ولى به مالك تحويل ندهد ذمه‌اش برى نمىشود مانند زمانى كه حيوانى را عاريه كرده باشد و بعد از آن ، آن را به اصطبل مالك بياورد و به او اطلاع ندهد اگر حيوان تلف شود ضامن است . مسأله 16 - اگر عينى را از غاصب عاريه بگيرد و نداند كه او غاصب است ، و مال قبل از تحويل به مالك تلف شود ، مالك مىتواند هم به مستعير رجوع نمايد و هم به غاصب امّا اگر غرامت را از مستعير گرفت نمىتواند به غاصب رجوع نمايد و مستعير غرامت را از غاصب مىگيرد و اگر به غاصب رجوع كرد ديگر نمىتواند به مستعير رجوع نمايد . اين حكم در مورد عوض منافعى كه مستعير از عاريه استفاده كرده است نيز جارى مىباشد اين در مورد زمانى است كه مستعير نمىداند مال غصبى است و اگر بداند ديگر حق ندارد غرامتى را كه به مالك داده از غاصب اخذ نمايد و غاصب حق دارد به او رجوع نمايد و آنچه را كه او به مالك داده است پس بگيرد و مستعير در هر حال وقتى عاريه را از غاصب دريافت نمود ديگر نمىتواند آن را به او بر گرداند بلكه بايد به مالك باز گرداند .