تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت نامه ( ترجمه خصائص اميرالمؤمنين ع ) ( فارسى ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨

نام پدران امير مؤمنان عليه السلام

نام پدران حضرت على عليه السلام كه تقريباً بيش‌تر مردم آن‌ها را نمىدانند ؛ روايت شده است كه اميرمؤمنان عليه السلام براى مردم سخنرانى كرد و فرمود : اى مردم ! هر كس دودمان مرا مىشناسد ، كه مىشناسد و گرنه ، من دودمانم را برايش معرفى مىكنم . ابن كواء ( رو به حضرت ) برخاست و گفت : تو على فرزند ابى طالب ، فرزند عبدالمطلب ، فرزند هاشم هستى ، تا به قصىّ بن كلاب رسيد . على عليه السلام فرمود : نسبى غير از اين براى من مىشناسى ؟ گفت : نه . على عليه السلام فرمود : پدرم مرا زيد ( به نام قصىّ ) ناميد ؛ پس من زيد ، فرزند عبد مناف ، فرزند عامر ، فرزند عمرو ، فرزند مغيره ، فرزند زيد ، فرزند كلاب هستم . نام ابى طالب ، عبد مناف بود ، و نام عبدالمطّلب ، عامر بود . شاعر درباره او گفته است : آن زن بر مزار عامر برخاست تا بر او بگريد مىگفت : اى عامر ! من پس از تو چه كسى را دارم ؟ مرا در اين خانه‌اى كه غربتكده است ، جا گذاردى كسى كه كمك كار ندارد ، به يقين ذليل است « 1 » نام هاشم ، عمرو است و شاعر درباره او مىگويد : عمرو ، بلند مرتبه ، براى طايفهء خود ، نان خيس خورده ، تكّه مىگرفت در حالى كه مردان مكّه مسكين‌هايى لاغر اندام بودند « 2 » نام عبد مناف ، مغيره است وشاعر درباره او و برادرانش مىگويد :
هامش
( 1 ). قامت تبكيه على قبره * من لي من بعدك يا عامر تركتنى في الدار ذا غربة * قد ذلّ من ليس له ناصر( 2 ). عمر العُلى هشم الثريد لقومه * ورجال مكّة مسنتون عجاف