شك و ترديد ساكن آن جا شدند ، ناسازگار است ، زيرا شك و ترديد داشتن ، مستلزم كوتاه بودن مدت اقامت است و اين امكان هم وجود دارد كه در همين فاصله ، عمرو بن عامر وفات يافته باشد . از سخن ازرقى چنين برداشت مىشود كه كسى آنان را مغلوب نكرد و اين با گفتهء ابنهشام و شارح قصيدهء عبدونيه تعارض دارد . بىمناسبت نمىدانم كه سخن ازرقى را در اين باره نقل كنم ، چرا كه مطالب ديگرى از جمله اوضاع و احوال قبايل بنىعامر در مكه و مناطق ديگر و به ويژه قبيلهء خزاعه و سرنوشت ايشان در مكه را در بر دارد كه به تفصيل بيان شده ، و اشارهاى نيز به احوال جُرهُمىها دارد .
اين خبر را ازرقى در تاريخ خود به نقل از كلبى از ابوصالح نقل كرده و مىگويد :
عمرو اموال خود را فروخت و به اتفاق قوم خود از اين ديار به آن ديار رفتند و به هر كجا كه مىرسيدند ، مغلوب و ناگزير به خروج از آن جا مىشدند . سپس مىافزايد : وقتى به نزديكىهاى مكه رسيدند ، طريفهء كاهن با ايشان بود و به آنها گفت : همچنان به راه خود ادامه دهيد كه شما با كسانى كه به جا مىگذاشتيد هرگز يك جا جمع نخواهيد شد ، آنها براى شما اصل ؛ و شما براى آنها فرع هستيد . سپس گفت : آن چه مىگويم درست و راست است و جز آن حكيم و داناى استوار ، پروردگار همه مردم از عرب و عجم مرا ياد نداده است . به او گفتند : چه مىخواهى اى طريفه ؟ گفت : آن شتر بينىپهن را بگيريد و به خون آغشته كنيد تا در سرزمين جرهم قرار گيريد و هم جوار بيتالحرام باشيد . ازرقى در ادامه مىگويد : وقتى به مكه رسيدند ، مردم آن جا كه جُرهُمى بودند ، به تازگى ولايت بر كعبه را به زور از خاندان اسماعيل و ديگران گرفته بودند . ثعلبة بن عمرو بن عامر ، كسى را با اين پيام نزد ايشان فرستاد : اى قوم ، ما از سرزمين خود بيرون شدهايم و به هركجا قدم گذاشتهايم ، مردم آن جا با روى باز ما را پذيرا شدهاند و با جا بجا شدن ، به ما نيز مكان دادهاند تا فرستادگان ما جايى را برايمان در نظر گيرند . شما نيز در سرزمين خود به ما جا دهيد ، به اندازهاى كه خستگى به در كنيم و فرستادگان خود را به شام و به شرق گسيل داديم و خبرى به دست آوريم و همين كه فرستادگان ، جاى مناسبى را يافتند ، به آن جا عزيمت خواهيم كرد و اميدواريم كه مدت كوتاهى در اين جا بمانيم . ولى جرهمىها ،
شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 99
مساهمون: محمد مقدس
ص٩٩