تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
ابن‌اسحاق گفته است . بحيره از نظر آنها ، ماده‌شترى است كه گوشش بريده مىشود و سوارى نمىدهد و پشم آن چيده نمىشود و جز ميهمان ، از شير آن نمىنوشد . اين شتر را به صدقه مىدهند و يا براى خدايانشان نذر مىكنند . و سائبه شترى است كه مرد نذر مىكند وقتى كه از بيمارى بهبود يابد يا به مقصودى برسد آن را [ از سوارى و پشم‌چينى و شيردوشى ] آزاد كند و اگر نذرش برآورده شد ، ماده‌شتر يا شتر نرى را در اختيار خدايان مىگذارد و بدين ترتيب [ آن شتر ] آزاد مىشود و مورد بهره‌بردارى قرار نمىگيرد . و « وصيلة » گوسفندى است كه مادرش در هر شكم دو بره مىزايد و صاحبش بره‌هاى ماده را براى خدايان و بره‌هاى نر را براى خودش مىگذارد ؛ و چنين بره‌اى زمانى زاده مىشود كه در شكم مادرش ، برهء نرى هم وجود دارد و مىگويند : اين گوسفند [ وصيله ] ، برادرش را نجات داد و برادرش هم همراه با آن آزاد مىشود و از آن بهره‌اى نمىگيرند . اين روايت را يونس و ديگران نقل كرده‌اند . ابن‌اسحاق گويد : وقتى خداوند پيامبر خود حضرت محمد صلى الله عليه و آله را مبعوث گرداند ، اين آيه را بر وى نازل گرداند :
ما جَعَلَ اللَّهُ مِنْ بَحِيرَةٍ وَ لا سائِبَةٍ وَ لا وَصِيلَةٍ وَ لا حامٍ وَ لكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ
« 1 »
؛
« خداوند دربارهء بحيره و سائبه و حام حكمى نكرده است ولى كافران بر خدا دروغ مىبندند و بيشترينشان بىخردند . » و نيز آيهء :
وَ قالُوا ما فِي بُطُونِ هذِهِ الْأَنْعامِ خالِصَةٌ لِذُكُورِنا وَ مُحَرَّمٌ عَلى أَزْواجِنا وَ إِنْ يَكُنْ مَيْتَةً فَهُمْ فِيهِ شُرَكاءُ سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ
« 2 » ؛ « و گفتند : آن چه در شكم اين چارپايان است براى مردان ما حلال و براى زنانمان حرام است و اگر مردار باشد زن و مرد در آن مشركند . خدا به سبب اين گفتار مجازاتشان خواهد كرد . به راستى او حكيم و داناست . » و آيهء :
قُلْ أَ رَأَيْتُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ لَكُمْ مِنْ رِزْقٍ فَجَعَلْتُمْ مِنْهُ حَراماً وَ حَلالًا قُلْ آللَّهُ أَذِنَ
هامش
( 1 ) . سوره مائده / 103 ( 2 ) . سوره انعام / 139