تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
طرفى ، گفتهء عتيقى مبنى بر اين كه ابراهيم در سال دويست و دو والى مكه بود ، با قول ازرقى كه معتقد است ابن حنظله در سال دويست و دو به عنوان جانشين حمدون ابن على والى مكه بوده است « 1 » ، تعارضى با هم ندارد ، زيرا امكان دارد كه حمدون در آغاز سال دويست و دو ؛ و ابراهيم در اواخر سال والى مكه برده‌اند . عبيداللَّه بن حسن بن عبيداللَّه بن عباس بن على بن ابىطالب عليه السلام نيز از سوى مأمون در سال دويست و چهار والى مكه و مدينه شد . او در سال دويست و پنج و دويست و شش نيز والى مكه و مدينه بود « 2 » و احتمالًا ولايتش تا سال دويست و نه ، ادامه داشته است . پس از او صالح بن عباس بن محمد بن على بن عبداللَّه بن عباس عباسى در سال دويست و ده والى مكه شد . « 3 » چنين به نظر مىرسد كه تا سال دويست و دوازده ، زمانى كه براى مردم حج گزارد ادامه داشته است . پس از او سليمان بن عبداللَّه بن سليمان بن على بن عبداللَّه بن عباس عباسى والى مكه شد ، زيرا يعقوب بن سفيان يادآور شده كه سليمان در سال دويست و چهارده ، والى مكه و مدينه بوده و پسرش يك بار والى مكه و بار ديگر والى مدينه گرديد و خود و پدرش كارگزارى بر مكه و مدينه را متناوباً در اختيار داشته‌اند . « 4 » در زمان خلافت مأمون نيز محمد بن سليمان والى مكه بود ، زيرا ازرقى در مطلبى با عنوان « نخستين كسى كه پيرامون كعبه چراغ روشن كرد » آورده است : هنوز چراغ زمزم بر روى تيركى بلند در برابر ركن حجرالاسود - كه خالد قسرى آن را نهاده بود - قرار داشت و هنگامى كه محمد بن سليمان در زمان خلافت مأمون در سال دويست و شانزده والى مكه بود ، تيرك بلند ديگرى در برابر آن و به موازات ركن غربى قرار دارد . « 5 » ظاهراً او پسر سليمان مزبور است ، زيرا تاريخ ولايت آنها [ بر مكه ] به يكديگر
هامش
( 1 ) . اخبار مكه ، ج 1 ، ص 226 . ( 2 ) . الكامل ، ج 6 ، صص 358 و 379 . ( 3 ) . صاحب « مرآة الحرمين » و صاحب « الرحلة الحجازيه » بر اين عقيده‌اند كه آغاز ولايت وى در سال‌دويست و هجده بوده است ( نگاه كنيد به الكامل ، ج 6 ، ص 401 ) . ( 4 ) . المعرفه والتاريخ ، ج 1 ، صص 199 ، و 202 . ( 5 ) . اخبار مكه ، ج 1 ، ص 287 .