تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
از پسرش على كمك گرفتند و آن قدر اصرار كردند تا بالاخره در ربيع‌الاول سال دويست موفق به اين كار شدند و مردم را به هر طريق ممكن به بيعت با او واداشتند و او را اميرالمؤمنين ناميدند . او در ظاهر حاكم بود ، ولى اختيارى نداشت و فرزندش على و حسين افطس و ياران آنها ، اعمالى ناپسند انجام دادند . طولى نكشيد كه اسحاق بن موسى عباسى ، در حالى كه از دست ابراهيم بن موسى بن جعفر گريخته بود ، از يمن رسيد و وارد « المشاش » « 1 » شد و گروهى از مردم كوفه كه از علوىهاى فرارى بودند ، دور او جمع شدند . طالبىها به دور محمد بن جعفر جمع شدند و مردم عرب و غيرعرب را به گرد خود ، جمع كردند . سپس خندقى حفر كردند و اسحاق به جنگ با آنها پرداخت ، ولى اندكى بعد ، از جنگ خوددارى كرد و به طرف عراق رفت . در آن جا با لشكريانى كه هرثمة به مكه اعزام كرده بود ، برخورد كرد . در ميان آنها جلودى و وَرقاء بن جميل حضور داشتند و به اسحاق گفتند : همراه ما باز گرد ، ما در كنار تو مىجنگيم . او نيز با آنها بازگشت و طالبىها در بئر ميمون ، با آنها برخورد كردند . طبقات پست مردم مكه ، سودان ، باديه و اعراب به محمد پيوسته بودند . دو گروه با هم به نبرد برخاستند و عده‌اى كشته شدند . سرانجام دست از جنگ كشيدند ، ولى فرداى آن روز دوباره نبرد آغاز كردند و علويان و همراهانشان شكست خوردند . ديباجه امان خواست ؛ به او سه روز مهلت دادند . وى مكه را ترك گفت و طالبىها هر گروه به جايى رفتند و پراكنده شدند . عباسىها در جمادىالاخر سال دويست وارد مكه شدند . محمد بن جعفر نيز به سوى سرزمين جهينه رفت و در آن جا به گردآورى نيرو پرداخت و با هارون بن مسيب ، والى مدينه ، در كنار شجره « 2 » و جاهاى ديگر ، چندين بار درگير شدند . پس از آن كه با برخورد يك تير چشمش آسيب ديد ، شكست خورد و گروه بسيارى از يارانش كشته شدند .
هامش
( 1 ) . « المشاش » نام دشت يا كوهى نزديك عرفات است . ( 2 ) . « شجره » جايى نزديك مدينه منوره است كه هرگاه پيامبر صلى الله عليه و آله قصد حج يا عمره مىكرد ، از آن جا محرم‌نمىشد و اين غير از « شجرة البيعه » است كه در قرآن از آن نام برده شده ؛ اين شجره در حديبيه نزديكى مكه مكرمه در راه جده است .