تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
رنگى تبديل ساخت . ج : اين عيب و كاستى است كه گفته شود حجرالأسود از آغاز سياه بوده است . بسا براى عبرت‌گرفتن بوده تا دانسته شود گناهانى كه در سنگ چنين تأثيرى به جاى مىگذارد ، بر قلب‌ها چه پيامدى دارد .

سفيدىهايىكه پس از سياه شدن حَجَر پديدار است

ابن‌جبير در سفرنامهء خود مىنويسد : در حجرالأسود نقطهء سفيدِ كوچك و روشنى وجود دارد « 1 » و او تنها از همين يك نقطه ياد كرده است . سفر ابن جبير در سال پانصد و هفتاد و نُه بوده است . سليمان‌بن خليل عسقلانىِ فقيه در « منسك » خود پس از بيان مطالبى دربارهء حجرالأسود ، مىنويسد : من سه نقطهء سفيد در حَجَر ديده‌ام : يكى در قسمتى كه كنار درِ كعبه قرار دارد و به اندازهء يك دانهء ذرّتِ بزرگ است و ديگرى در كنار آن ، ولى كوچك‌تر از آن است و سوّمى در كنار دوّمى و كوچك‌تر از آن و به اندازه يك دانهء ارزن است و اين يك را همواره زير نظر دارم و متوجه كوچك‌تر شدن آن مىشوم . قاضى عزّالدين‌بن جماعه در « منسك » خود ، اين سخنِ ابن‌خليل را آورده و يادآور شده است‌كه در سال 708 حجرالأسود را ديده است كه يك نقطه سفيد مشخص روى آن بوده ، ولى در سال 736 ( به دليل كوچك‌تر شدن ) آن را به دشوارى ديده است . من حدود پانزده سال پيش با يكى از اساتيد خود در اين باره صحبت كردم و او يادآور شد كه در حجرالأسود نقطهء سفيد بسيار كوچك و كم‌پيدايى وجود دارد ، ولى او جاى آن را نشانم نداد ؛ شايد هم همان نقطه‌اى باشد كه اكنون وجود دارد . بنا بر اطلاعى كه سه نفر از افراد مورد اعتماد از دوستان فقهاى اهل مكه ، روز جمعه ، پانزدهم جمادى
هامش
( 1 ) - رحلة ابن‌جبير ، ص 67