از فرود آمدن بر بيت نيز فرود بر اهل مسجد باشد .
همچنين رحمتها نيز بر انواع عباداتى كه در آن صورت مىگيرد ، تقسيم مىشود .
وى مىگويد : « شصت رحمت براى طواف كنندگان است و . . . »
احتمال دارد اين تقسيم را ميان هر دو گروه ، به دو صورت تلقى كنيم : نخست اينكه تقسيمِ برابر بين آنها ، بىتوجه به كمى و زيادى و ضعف و قوت كارى كه انجام مىدهند ( طواف ، نماز و ديدن ) . و اگر ديگرانى ، بيش از اندازهء معين بدين كار پرداختند ، از راه ديگرى پاداش مىيابند ؛ و اين مانند آن است كه بگوييم : به واردشدگان خانهام ، يكصد دينار بپرداز ، در اين حالت ، كسى كه يك بار يا چندين بار وارد شده باشد ، همان يكصد دينار را مىگيرد و هيچ اختلاف نظرى در اين كه به اينان يكسان پرداخت شود ، وجود ندارد .
ولى وجه دوم كه ظاهرتر است ، اين استكه تقسيم ميان آنها به ميزان كارشان باشد ؛ زيرا حديث در راستاى تشويق و ترغيب است و وقتى چنين باشد ، آنهايى كه كار بيشتر يا كمترى انجام مىدهند ، نبايد با هم برابر باشند . محبّ طبرى براى استدلال ، از امور معنوىِ ظاهرى نيز بهرهگيرى كرده است .
در « معجمالكبير » طبرانى نيز روايتى از ابنعباس آمده استكه گفت : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به كعبه نظر افكند و فرمود : « لا الهَ الَّااللَّه » ، چه نيكويى و چه بوى خوشى دارى و از حرمت والايى برخوردارى ، ( ولى ) مؤمن ازحرمت بيشترى برخورداراست . خداوند تورا حرمت بخشيده ، ( ولى ) مال و خون و ناموس مؤمن را حرمت بيشترى داده است و گمان بد به او را نيز تحريم كرده است .
فضايل حجرالأسود و بهشتى بودن آن
از عبداللَّه بن عمروبن عاص روايت شده كه گفت : از رسولاللَّه صلى الله عليه و آله شنيدم كه مىفرمود : حجرالأسود و مقام ، دو ياقوت بهشتى هستند كه خداوند نور آنها را فرو پوشانده است كه اگر فرو نمىپوشاند ، شرق تا غرب را روشنايى مىبخشيدند . اين روايت