تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
ناگفته نماند كه " آيت الله قمى " بىاندازه خوشحال شد و از پيشنهادم به‌شدت استقبال كرد و قول داد كه موضوع را كاملا جدى بگيرد و ان شاء الله حتماً و زمانى كه مقدمات كار را فراهم كرد ، مرا در جريان قرار خواهد داد . از ايتاليا ، چندين بار براى بحث در همين موضوع با وى تماس گرفتم تا سرانجام به اطلاعم رساند كه قصد سفر به ايران را دارد و هفتهء آينده بار سفر مىبندد . . . . بيش از دو روز از پاسخ اخيرش نگذشته بود كه خبر اعلام شده از تلويزيون محلى ، ما را تكان داد ؛ گزارش خبر از اين قرار بود كه روحانى معروف ايرانى " آيت الله قمى " هنگامى كه پياده به منزل خود باز مىگشت به هنگام عبور از يكى از خيابان‌هاى پاريس بر اثر حادثهء تصادف با يك ماشين بارى بزرگ ، جان خود را از دست داد ! ! خبر ، بسيار كوتاه بود ولى غم سنگين و جانكاهى را در دل‌هاى همهء رفقا و دوستدارانش در داخل و خارج ، برجاى گذاشت . اين حادثهء تصادف ، اتفاقى نبود و در روزگارى كه آبستن حوادث و وقايع بسيارى بود ، از پيش تدارك شده و دشمنان مىخواستند بدين ترتيب مانع از سفر وى به ايران و ادامهء فعاليت‌هاى " تقريبى " و مبارزات جانانه‌اش در راه وحدت اسلامى ، گردند . دشمنان ، موقعيت و جايگاه " آيت الله قمى " در محافل " ازهر الشريف " و منزلت وى در ميان سياستمداران و روشنفكران و ادبا و شخصيت‌هاى ملى مصر و نيز گرايش مثبت به ايران و انقلاب اسلامى ايران به رهبرى " امام خمينى " و جانشين ايشان " آيت الله خامنه‌اى " ( حفظه الله ) را به‌خوبى درك كرده بودند ؛ اينها ، همهء آنان‌را در مورد نقش سازنده‌اى كه مىتوانست در روابط دو كشور بزرگ ايران و مصر در خاورميانه و عطف توجه‌ها و تبديل آن به ايران . . . . . . ، ايفا كند ، هراسان و وحشت‌زده مىكرد . اين گرايش از نظر محافل استعمارى و امپرياليسم آمريكا ، قابل قبول نبود از اين رو ، آن دستان كينه‌توز با همكارى مزدوران ايرانى كه پس از انقلاب به آغوش غرب گريخته