تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
حضرت امام خمينى فرستادم و ماجراى گفت‌وگوى تلفنى كه ميان من و " آيت الله قمى " صورت گرفت و حقيقت مصاحبه‌اى كه خبرنگار مجله لندنى - سعودى ! به ايشان نسبت داده بود و نامهء جوابيه‌اى كه " آيت الله قمى " از مقر اقامتش در پاريس براى من نوشته بود را با معظم له در ميان گذاشتم و در پايان نيز از ايشان خواستم تا تكليف شرعى كنونى وى را مشخص فرمايند : آيا به فعاليت‌هاى خود در عرصهء جنبش " تقريب " ادامه دهد و فعاليت‌هاى خويش را تا همين سطح از سر گيرد يا تا كسب اجازهء شما ، در همان پاريس سكوت اختيار نمايد ؟ شايسته يادآورى است كه " آيت الله قمى " در پاريس در مسافرخانه‌اى اقامت داشت كه بىشباهت به مسافرخانه‌هاى شمس‌العمارهء معروف در تهران نبود ! گاهى نيز در آپارتمان كوچك فرزندش اقامت داشت كه يك بار هم فرصت دست داد كه با او و در حضور فرزندش " عبدالله قمى " در آن ، ديدار و گفت‌وگو داشته باشم . دير زمانى نگذشت كه پاسخ امام خمينى در اين خصوص را تلفنى به وسيله فرزند ايشان " حاج احمد آقا " دريافت كردم ؛ او عيناً اظهار داشت : امام مانعى در ادامهء كار " آقاى قمى " نمىبينند و برآنند كه فعاليت‌هاى خود را همچون گذشته به‌طور مستقل و پيگير در حد امكان و توانايى ، ادامه دهد . . . . * * * در پى انتخاب " آيت الله خامنه‌اى " به عنوان رهبر انقلاب اسلامى پس از ارتحال امام خمينى ( قدس سره ) و به‌دنبال رايزنى با برادر عزيز و ارجمندم علامه بزرگوار " شيخ محمدعلى تسخيرى " مشاور فرهنگى مقام معظم رهبرى در آن زمان ، تصميم گرفتم تا به پاريس سفر كنم و ديدارى رو در رو با " آيت الله قمى " داشته باشم ، سرانجام نيز بار سفر بستم و راهى پاريس شدم و به ديدار " آيت الله قمى " شتافتم و در پى صحبت كوتاهى ، ايشان را براى ديدار از ايران دعوت كردم و ضرورت ديدار وى با علما و مراجع دينى در حوزه‌هاى علميه براى رفع برخى ابهامات وارده و توضيح مستقيم ديدگاه‌هاى خود به ايشان را خاطر نشان ساختم و يادآور شدم كه پس از آن مىتوانند به قاهره سفر كنند و فعاليت‌هاى گذشتهء خويش در اين زمينه را از سر گيرند .
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 51 | خسرو شاهى / محمد مقدس / الشيخ محمد تقي القمي