تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
انديشهء روشن و مستقيم و درستى كه شما به گرد آن با يكديگر جمع شده‌ايد ، ايده‌اى مبتنى بر گفت‌وگوى علمى و براساس اجتهاد و حجّت و بدورافكندن تعصّب و انزوا و پراكندگى و استقبال از ديدگاه‌ها مبتنى بر منطق و دليل است . اين ايده پشتيبان وحدت اسلامى است شگفت هم نيست كه طرح اختلاف‌هاى مذهبى مىتواند عاملى در حمايت از وحدت مسلمانان باشد ، زيرا اين امر با شيوه و منش پيشوايان مذاهب مختلف در ستايش متقابل از يكديگر و مذمّت تعصّب نسبت به رأى خود همخوانى دارد و گفته‌هاى ايشان در اين بارهء كاملًا مشهود است . به نظر ما احاديث بسيار زيادى كه در اين باب وارد شده هر مجتهدى را بدان مىخواند تا بكوشد و اجتهاد كند و از خداوند پاداش گيرد ؛ چون مجتهد اگر اجتهاد درستى داشته باشد دو پاداش و اگر بر خطا باشد [ به دليل اجتهادى كه به‌عمل آورده ] داراى يك پاداش است ؛ اين قاعده ، ما را به گفت‌وگو ، نفى تفرقه و پذيرش يكديگر سوق مىدهد و اجتهاد و بهره‌مندى از يكديگر را تشويق مىكند و بدان فرامىخواند . اصل اجتهاد به معناى احتمال خطاست و تا زمانى كه احتمال خطا مطرح باشد ، احتمال صواب مخالف به همان اندازه وارد است . شرط همهء اينها - همچنان‌كه مىدانيد - توافق بر اصول ثابتى است كه اجتهادپذير نبوده و غير قابل مخالفت مىباشند ، يعنى اصول شناخته شدهء نزد مسلمانان . وحال كه چنين است - كه واقعاً همچنين است - شايسته نيست تعصّب‌هاى مذهبى بر مسلمانان چيره شود ، بلكه آنها وظيفه دارند به آنچه كه برهان و دليل ، صواب آن‌را روشن ساخته عمل كنند و پاى بند باشند و رغبت صادقانه و همه جانبه‌اى براى وصول به حق داشته باشند . به‌نظر من بايد مطالعات مقايسه‌اى ميان مذاهب چهارگانه و گوناگون اهل سنت و مذاهب جعفرى ، زيدى و ظاهرى و حتى ميان آراى برخى مجتهدان كه به مذهب معينى به‌نام خود شهره نيستند ، انجام شود . در پرتو آنچه گفته شد و در چارچوب روشن و مستقيم آن ، اختلاف‌هاى فقهى