تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
بديهى است كه اختلاف فقهى ميان مكاتب و مذاهب اسلامى ، چيزى نيست كه مورد توجه و عنايت عامه مردم باشد البته مراد ما از عامه ، عوام النّاس نيست ! منظور كسانى است كه به‌دنبال شناخت فقه مذاهب نيستند كه شامل اغلب با سوادان خواندن و نوشتن و در زمان ما مشتمل بر بخش اعظم روشنفكران و تحصيل كرده‌ها مىشود . اختلاف‌هاى مذهبى جز از طريق تبليغ و مبلغان ، امكان دستيابى به مردم را ندارند . و زمانى چنين مىشود كه اين مبلغان نه انديشه و فقه كه مدعيات ساده‌لوحانه و تهمت‌هاى زشتى را مطرح سازند . انديشهء اسلامى همچون هر انديشه‌اى ، درهاى گشاده‌اى دارد كه افراد پاك طينت و نيك ، آن‌را در كمال پاكدامنى ، حسن نيت و احتياط و جست‌وجوى صداقت در حدّ توان از آن بهره‌گيرى كردند ، همچنان‌كه مفسدان و سوء استفاده كنندگان و هواپرستان نيز از آن بهره‌بردارى نمودند . مكتب فكرى اسلام از گذشته‌هاى دور و در بسيارى از كشورهاى اسلامى گرفتار تعصّب‌هايى شد كه به گرد هر كدام نيز گروه‌هايى از مردم گردهم آمدند و در پناه وابستگى به اين مكتب‌ها و مذاهب ، درگير مسائل مادّى و مقام و نيز نفوذ سياسى و اجتماعى گشتند و از آن پس ، اختلاف‌هاى موجود ميان اين تعصب‌ها ، اختلاف‌هاى فكرى يا فقهى نبود ؛ درگيرى برسر نفوذ و قدرت و مصالح و منافع سياسى ، اقتصادى و اجتماعى بود . براى آنها اسلام و مصلحت اسلام ، اهميتى نداشت و در آن‌سوى آن ، دشمنىهاى جاهلانه‌اى سنگر مىگرفت كه آتش آن‌را ميان همگان ( وابستگان به اين يا آن مذهب ) ، شعله‌ورتر مىساخت ! مردم در سرزمين‌هاى اسلامى نيز اين ادّعاها و تهمت‌هاى باطل و دروغ را از طايفه‌هاى خود نسل به نسل و طى قرن‌ها و دوران‌ها سينه به سينه بازگو كردند و چنان شد كه با عواطف و انديشهء آنان در آميخت و بخشى از عقل و رفتار ايشان گرديد و از سوى غرض‌ورزان مورد سوء استفاده قرار گرفت و دشمنان اسلام از آن براى مبارزه با اسلام استفاده كردند . اين عادت قديمى در دشمنىهاى متقابل كه در