حدود چهارصد ميليون مسلمان در شرق تا غرب جهان حضور دارند « 1 » ؛ شمارشان اندك نيست و به لحاظ عقلى و سرزمينى و استعداد يا ثروتهاى طبيعى خود ، چيزى كم ندارند ؛ تاريخ خود شاهد است زمانى كه شمارشان بسى كمتر بود و از مال و ثروت و حاصلخيزى محدودترى برخوردار بودند ، چه سان سرورى كردند و دانش و انديشه و مدنيت آنان چشم جهانيان را خيره كرد .
بنابراين مسئله به همين تفرقه و گسست ، به اين فقرى كه جانها و همتها و ارادهها را فراگرفته است بازمىگردد ؛ بسيارى از علما و انديشمندان مسلمان در دورههاى مختلف به اين نكته توجه كردند و هر از گاهى نيز فرياد اصلاحطلبى آنان گاه خيلى بلند و رسا و گاهى نيز آهسته و ضعيف شنيده شد ، كه خطاب به امت مىگفتند : اگر به اين بيمارى خطرنا توجه نكنيد و چارهاى نينديشيد ، هستى شما مورد تهديد قرار مىگيرد .
ولى با كمال تأسف ، همه اينها در چارچوب اميد و آرزوهايى كه در دلها جاى دارد يا سخنانى كه بر زبان جارى مىشود ، باقى ماندند و با گامهاى عملى مفيد و مؤثرى همراه نگشتند ، چنانكه مردم تقريباً از شفاى اين امت نوميد شدند و هر دم انتظار مرگ نهايى آنرا در پى ضعف و سستى ناشى از غلبه بيمارى ، مىكشيدند .
ولى خداوند متعال با حكمت و عظمتى كه دارد ، مهربانتر از آناست كه امت محمدى را - به عنوان بهترين امتى كه براى مردم ظاهر شده - با چنين سرنوشت فاجعهآميزى به حال خود واگذارد ؛ آرى اين امت ، به خود بد كرد و از دايرهء دين خود خارج شد و تغيير داد و تبديل كرد و روى گردان شد ، ولى بههرحال همچنان امت قرآن و امت بهترين پيامبران ( عليهم السلام ) است و قرآنى كه مسلمانان را نجات بخشيد و آنانرا با اشارهء خداوندى ، از تاريكىها به نور كشاند و گردشان آورد و در
هامش
( 1 ) . اين آمار مربوط به زمان صدور بيانيه است .