تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
و اگر بيان حكم اسلام در هر مسئله نوپديدى - اعم از حكم به سلب يا به ايجاب - مستلزم آشنايى كامل و درايت آن مسئله و مطالعه در آن و آگاهى از ديدگاه‌هاى مطرح پيرامون آن‌است ، فقيه نيز آن‌را مىپذيرد و فقهاى ما نيز همچون گذشتگان ، از آن استقبال مىكنند . آنها پيش از اين نيز با علم هيئت و فلك ( ستاره شناسى و نجوم ) آشنايى يافتند تا قبله و اوقات نماز را بشناسند ؛ به مطالعه در رياضيات پرداختند تا در مشخص ساختن ميزان ارث از آن استفاده كنند و در اين دو رشته ، بسيارى از ايشان ، به نبوغ چشمگيرى نيز دست يافتند . تاريخ فقه اسلامى به اجمال اين گونه است و كاملًا روشن است كه مسلمانان در عصر حاضر بايد از آن درس‌هاى لازم را بگيرند تا بتوانند پاسداران شايسته‌اى از شريعت خود همچون پيشينيان باشند . آنها مىتوانند بدين ترتيب چشم‌اندازهاى جديدى در برابر ناظران اين شريعت باز كنند و به همين دليل ناگزير بايد در فقه هر مذهب ، نظر افكنند ، زيرا علم را نه مىتوان پنهان كرد و نه مىتوان به محاصره و انزوا كشاند و فقه هر مذهبى نيز ملك همهء مسلمانان است . ما ضمن تقديم اين كتاب ، در واقع فقه مذهبى را تقديم مىكنيم كه چيزى نزديك به يك پنجم مسلمانان - كه براى قرن‌هاى متمادى ناديده گرفته شدند و دليل اين ناديده گرفتن و به كنار گذاشتن نيز نه علت و ايرادى در اين فقه كه بيشتر به دليل تعصب‌هاى فرقه‌اى و پشتوانهء سياست‌هاى تفرقه‌آميز بوده است - بدان عمل مىكنند . با اينكه كتاب در فقه مذهبى است كه باب اجتهاد را نبسته ، خواننده متوجه وجود مشتركات و موارد وفاقى بسيار زيادى با ديگر مذاهب و نيز موارد اختلافى بسيار محدودى با آنها مىشود ؛ اين وفاق و اشتراك در موارد توافقى ثابت مىكند كه اصول ، حرف اول و آخر را مىزنند و كسى آنها را ناديده يا دست كم نمىگيرد ؛ همچنان‌كه اختلاف‌ها نيز دلالت بر آن دارد كه ديدگاه‌هاى گوناگون در گستره‌اى كه اجتهاد در آنها صحيح و رواست ، از سوى همگان قابل احترام و ستايش و پذيرش است .
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 307 | خسرو شاهى / محمد مقدس / الشيخ محمد تقي القمي