برابرشان مىايستيم اختلافهايى است كه با انگيزهء نفرت و خشم مطرح مىشوند و اوهام آنها را تغذيه مىكنند و باعث اضطراب و تشويش در صفوف امت مىگردند و تشتت و تفرقه مسلمانان را پى دارند .
اين نوع اختلاف ها با اخلاق اسلامى همسويى ندارد و مستند به معارف اسلامى نيز نيست ، پرچم اين نوع اختلافها را مؤلفانى بهدست دارند كه گاهى پيش از اطمينان يافتن از چيزى و بسا اوقات با انگيزهء غرضورزى و خودپرستى ، دست بهقلم بردهاند ؛ آنها تصوير سياهى از شيعيان در نظر اهل سنت ترسيم كرده و چهرهء اهل سنت را نزد شيعيان سياه كردهاند ؛ برخى از ايشان اهل سنت را با ناصبىها در آميختند و بيشتر ايشان ميان شيعه و غلوكنندگان و نيز ميان آنها و فرقههاى از ميان رفته تفاوتى نديدهاندو نظرياتى را به آنان چسباندهاند كه هيچ ربطى به آنها ندارد و شيعيان از آن برى هستند .
چه بسيار كتابهايى كه تنها براى برانگيختن دشمنى ميان پيروان فرقههاى گوناگون اسلامى انتشار يافتند و چه بسيار ملتهايى كه براى خدمت به حكام جور و ظلمى كه اساس تاج و تخت خود را برپايهء دشمنى ميان مسلمانان پىريزى كردهاند ، اهانت و توهين را وجهه همت خود قرار دادند ؛ اين آثار بدترين پيامدها را در خدشهدار ساختن وحدت امت در پى داشتند و تخم كين و نفرت در دلها و ترديد و دودلى در مغزها كاشتند و گروه بزرگى از مسلمانان را از برادران دينى خود دور ساختند .
آنگاه نوبت به تقريب رسيد ، تقريب هرگز در پى وحدت بخشيدن به مذاهب يا از ميان برداشتن اختلافها نبود ؛ تقريب آگاهسازى و روشنگرى كرد و با رساترين بيان توضيح داد كه حمله و اتهام و جريحهدار ساختن عواطف و احساسات ، به هيچ مذهبى خدمت نمىكند و دشنام و ناسزا گويى به كار هيچ فرقهاى نمىآيد و برعكس براى همه گروهها ، زيانبخش است .
بسيارى از اهل قلم از فراخوان تقريبى ما اثر پذيرفتند و راه برهان و منطق در پيش
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 206
مساهمون: خسرو شاهى
ص٢٠٦