شد و در ميان نخستين كسانى كه به اين فراخوان لبيك گفتند ، شمارى از بزرگان علم و دين از علماى الازهر بودند ؛ بدين ترتيب موضع رسمى الازهر ، تأثيرى بر تقريب نخواهد داشت ؛ حتى برخى مقامات رسمى ، در بسيارى مواقع رسالت تقريب را آنچنانكه بايد درك نكردند كه اين امر نيز تأثيرى بر حركت تقريب نداشت و البته مانع از احترام ما به الازهر و بزرگان و علماى آن نگرديد ؛ بنابراين موضع رسمى الازهر يك چيز و موضع علماى آن ، چيز ديگرى است .
تقريب امروز راه خود را مىپيمايد و در ميان جماعة التقريب مردان مؤمنى حضور دارند كه انشاءالله به امت خود آنچه را كه پيشينيان صالح ايشان تقديم داشتند ، عرضه خواهند كرد .
يك ربع قرن جهاد ، اوضاع و شرايط را بسى دگرگون ساخته است ؛ چه بسا آنها كه در پيوند مستقيم با تقريب هستند ميزان تحولات را حس نكنند ، ولى اگر نگاهى به روزهاى نخست افكنيم و آنرا با آنچه در حال حاضر جريان دارد مقايسه كنيم خواهيم ديد كه برخى كسانى كه در صدر حمله كنندگان به ايدهء تقريب قرار داشتند ، اينك بسيار خشنود مىشوند كه در شمار صاحبان اين ايده ، تلقى شوند و مىبينيم كه آنچه در گذشته ابزارى براى حمله بهشمار مىرفت ، امروزه نشانى از پيشرو بودن و اصلاح تلقى مىگردد .
اگر فراخوان تقريب موفقيتى به دست آورده ، اين بدان معنا نيست كه دستاندركاران و صاحبان اين فراخوان ، ديگر آسوده گشتهاند و همهء دشوارىها و موانع از سر راهشان برداشته شده است ؛ هرگز ! هنوز هم آدمهاى بيمار ، كتابهاى سرشار از تهمت و جعل و گسست ، فراوان و داراى قدرت تأثير زيادى هستند ؛ تبشيريان و كسانى كه تحت تأثير آنان قرار دارند ، همچنان مى نويسند ؛ دلالان مذهب گرايى ، هنوز هم همه جا پراكنده و حاضرند و سياستهاى تفرقه انگيز نيز در كمين ما قرار دارند .
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 187
مساهمون: خسرو شاهى
ص١٨٧