عثمان بن سعيد نيز دستور امام را به اجرا درآورد .
حضرت حجة بن الحسن پدرش امام حسن عسكرى و مادرش زنى رومى به نامهاى سوسن ، نرجس ، ريحانه و صقليه بود كه به احتمال زياد ميان افراد خانواده امام به نرجس شهرت داشت و امام نيز بيشتر با همين نام صدايش مىكرد و گفته مىشود كه امام هادى يكى از خاصان خود را به بغداد جايى كه غنايم جنگى در معرض فروش قرار مىگرفت فرستاد و او را خريدارى كرد و به عقد ازدواج پسرش حسن ( ع ) درآورد و گفته شده كه او دختر حكيمه خواهر امام هادى ( ع ) بوده كه او را به ازدواج برادرزادهاش امام حسن عسكرى ( ع ) درآورد .
رواياتى كه از او ( همسر امام حسن عسكرى ( ع ) ) سخن گفتهاند بر آنند كه او دختر پادشاه بوده و مادرش از زادههاى « شمعون الصفا » بوده است جدش قيصر مىخواسته وى را به ازدواج برادرزادهاش درآورد و مردم نيز به همين منظور ، گرد آمدند ولى پيش از آنكه ازدواج صورت گيرد صليبها فرو مىافتند و ستون كاخ به لرزه مىافتد و كاخنشين به زمين مىافتد و از هوش مىرود جد او قيصر و اسقفهايى كه به همين منظور حضور يافته بودند اين پيش آمد را به فال بد مىگيرند و مجلس بدون انجام مراسم ازدواج پايان مىگيرد . برخى روايات علاوه بر اين مطالب مىافزايند كه او خود در خواب ديد كه گويا در مجلس جد خويش است و در آن حضرت عيسى و شمعون الصفا و گروهى از حواريين حضور دارند كه پيامبر عرب محمد بن عبد اللّه به اتفاق گروهى از فرزندانش از جمله امام حسن عسكرى ( ع ) وارد شدند پيامبر نيز وى را براى نوادهء خود امام حسن عسكرى خواستگارى كرد و حضرت عيسى نيز از اين درخواست استقبال كرد و پس از گفتگوى طولانى ، ازدواج انجام مىگيرد از جمله راوى مىگويد كه يك شب امام حسن عسكرى بخوابش مىآيد و به اطلاعش مىرساند كه جدش در صدد تدارك ارتشى براى جنگيدن با مسلمانان است و به او دستور داد كه همراه ارتش بيرون شود او نيز طبق دستور حضرت بيرون مىشود و به عنوان اسير به دست مسلمانان مىافتد آنگاه امام كسى را مىفرستد تا او را از بازار بردهفروشيها بخرد و بشر النخاس ( بردهفروش ) او را براى آن حضرت مىخرد و به سامرا يعنى محل امامت امام ، مىآورد حضرت به او مژده مىداده كه مولودى مبارك كه همان مهدى موعود باشد از او زاده خواهد شد كه زمين را در پى پر شدن از ظلم و ستم ، از عدل و داد ، پر مىكند .
ما سخن را در اين باره كوتاه كرديم زيرا نقل كامل و كلمه به كلمه آن به همانگونه
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 538
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٥٣٨