بر چه اساسى اين نظر را ابراز داشتيد . حضرت نوشت : بسم اللّه الرحمن الرحيم فلما احسوا بأسنا قالوا آمنا باللّه وحده و كفرنا بما كنا مشركين فلم يك ينفعهم ايمانهم لما رأوا بأسنا سنة اللّه التى قد خلت فى عباده و خسر هنالك الكافرون » متوكل نيز دستور داد آن قدر او را ضربه زنند تا بميرد .
و در كتاب الايمان و النذور جلد ياد شده به نقل از على بن ابراهيم به نقل از پدرش به نقل از گروهى روايت شده كه متوكل وقتى دچار ناراحتى استخوان شده بود نذر كرده بود كه پول بسيارى را به صدقه دهد ولى ميزان آن را معين نكرده بود . فقها در تعيين مبلغ آن دچار اختلاف نظر شديدى شدند و نتوانستند به نتيجهاى برسند يكى از نديمان متوكل ، به او توصيه كردند كه مطلب را با امام هادى ( ع ) در ميان بگذارد .
و متوكل در پاسخش ضمن استقبال از اين پيشنهاد ، به او وعده داد كه اگر آن حضرت به نتيجهاى برسد فلان و به همان چيز را به او مىگيرم . و در غير اين صورت دويست تازيانه بخورد . و به دنبال آن جعفر بن محمود را نزد حضرت روانه كرد تا حد مبلغ بسيار را از ايشان جويا شود . و حضرت نيز در پاسخ فرمود كه مراد از بسيار ، هشتاد است . جعفر بن محمود به ايشان گفت : سرورم متوكل علت چنين پاسخى را از من سؤال مىكند . حضرت ( ع ) فرمود : خداوند عز و جل در قرآن مىفرمايد : لقد نصركم اللّه فى مواطن كثيرة » و ما اين موارد را كه برشمرديم هشتاد عدد بود « 1 » .
و ديگر رواياتى كه در كتب حديث در موضوعهاى مختلف فقهى ، از ايشان روايت شده است . الامين در اعيان الشيعة مدعى است كه خيبرى يا حميرى از مكاتبههاى رجال با امام هادى و فرزندش امام حسن عسكرى ، كتابى تصنيف كرده است .
علاوه بر آنچه يادآور شديم آنچنان كه در « فهرست اسماء المؤلفين » طوسى آمده اسحاق بن عبد اللّه اشعرى كه از خاصان فرزند آن حضرت امام حسن عسكرى ( ع ) بوده كتاب علل الصلاة و مسائل الرجال را از امام هادى ( ع ) روايت كرده است و ايوب بن - نوح كه وكيل آن حضرت بود و بنا به تصريحى كه در الفهرست شده ، دارندهء كتاب و رواياتى نقل شده از امام هادى ( ع ) است و على بن بلال بغدادى كه بنا به آنچه در اتقان المقال شيخ محمد طه نجف آمده كتاب دربارهء آن حضرت دارد و على بن ريان بن -
هامش
( 1 ) در اين باره به حسب زمان ، مكان و مناسبتها اختلافهاى بسيارى مطرح هست لذا مطرح بودن چنين شمارهء مشخصى در اين روايت ، جاى ترديد نسبت به روايت باقى مىگذارد .